شروعی دیگر … (۱۳۹۱-۱۳۹۲)

پرواز - اولین پست وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

در عصر “نون”، رفتن تا انتهای “والقلم و ما یسطرون” کار ساده‌ای نیست، این را از همان ابتدای راه حس می‌کنی؛ اما باید رفت؛ با همه بیم و امیدها، با همه شک و یقین‌ها، با همه تکرارها، افتادن‌ها، برخاستن‌ها؛ باید رفت؛ که “ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است” و “به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل” …
گاهی با خود فکر می‌کنی به بلندای همه تاریخ حرف ناگفته داری و می‌مانی چگونه می‌توان همه آن‌ها را گفت، و گاهی هم از خود می‌پرسی: این همه آمده‌اند، گفته‌اند و رفته‌اند؛ آیا اصلا هنوز ناگفته‌ای باقی است!؟ گاهی سرشار از یقینی و گاهی می‌بینی همه آنچه بدیهیات به حساب می‌آورند، برای تو شده‌اند معادلاتی پیچیده! گاهی احساس می‌کنی سکوت بهترین کار است؛ نوشته‌هایت را پاک و کاغذهایت را پاره می‌کنی، اما گاهی هم دوست داری حرف‌هایت را فریاد بزنی، حتی اگر مزخرف بنظر برسند، حتی اگر تکراری باشند، اما “تو” می‌خواهی آن‌ها را بگویی … .
اگر این‌ها در مورد شما هم صادق است، احتمالا حرف‌ هم را خوب می‌فهمیم؛ اگر هم نه، باز امیدوارم اینجا مطالب بدردبخوری پیدا کنید. به وبلاگم خوش آمدید!

از روزی که اولین وبلاگم را ساختم، فکر می‌کنم بیش از ده سال بگذرد، دوره راهنمایی بودم و آن وبلاگ هم بیشتر جنبه سرگرمی داشت و یک تجربه جدید، ولی نه چندان جدی … گذشت و گذشت و گذشت، تا امروز!
در گذشته غالب نوشتن‌هایم محدود به دو دسته بود: اول آن‌هایی که با هویت حقیقی، ولی در اکانت‌های خصوصی (به مفهوم مخاطبین خاص) نوشته می‌شد و دسته دیگر آن‌ها که در اکانت‌های عمومی (و به نسبت پر مخاطب) ولی با هویتی غیر حقیقی نگاشته می‌شدند. معدود نوشته‌هایی هم که در برخی مجلات و سایت‌ها به صورت عمومی و با هویتی حقیقی می‌نوشتم، برایم حکم یک کار نسبتا حاشیه‌ای را داشت.
تقریبا دو سال پیش بود که تصمیم گرفتم رفته‌رفته‌ به‌صورت جدی‌تر درباره دغدغه‌هایم بنویسم، و کمتر از یک سال پیش بود که با اکانت گوگل‌پلاسم به این تصمیم جامه عمل پوشانیدم.
خیلی زود حس کردم برای بخشی از نوشته‌ها، به محیطی متفاوت از شبکه‌های اجتماعی نیاز دارم، و البته این به معنای مفید و موثر نبودن شبکه‌های اجتماعی نیست، بلکه شاید آن‌ها به تنهایی ابزار مناسبی برای سخن گفتن نباشند، سخنانی که بعضا طولانی و عمیق‌تر می‌شوند و گنجاندن آن‌ها در فضای محدود یک شبکه اجتماعی میسر نیست. همین شد بهانه‌ای برای راه‌اندازی وبلاگی که هم‌اکنون در آن هستید. تلاشم این است تا در این وبلاگ، نه گرفتار ژورنال‌نویسی شوم و نه فلسفه‌بافی، بلکه با نگاهی کاربردی و واقع‌بینانه درباره مسایل و دغدغه‌هایم بنویسم.

پرواز - اولین پست وبلاگ

و اما اگر حوصله بیشتر خواندن دارید:

اینجا از چه چیزهایی می‌نویسم؟
در ابتدا (و احتمالا به سیاق دانشجویی) دغدغه‌ام در این وبلاگ، بیشتر جامعه و فرهنگ، به عنوان “مبدا همه خوشبختی‌ها و بدبختی‌های یک ملت”، و به طور خلاصه‌تر تقاطع این دو یا همان “سبک زندگی” بود. از طرفی رفته‌رفته نوشته‌های دیگرم مانند برخی مطالب شخصی، سیاسی و نهایتا مطالب مرتبط با کسب‌و‌کار و همچنین حرفه‌ام در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات (که رکن “تمدن” را نیز کنار “فرهنگ” در این وبلاگ یکجا جمع می‌آوَرَد! و از طرفی از علایق اصلی‌ام است) را نیز ذیل همین یک دفتر اضافه کردم. این رویه باعث شد به مرور، مطالب با موضوعات گوناگون، در تعداد سطور مختلف و با زمانی متفاوت که پای هر یک از آن‌ها صرف شده (از ۱۰ دقیقه تا ۱۰ روز!) همه یک‌جا و پشت سر هم بیایند! چالشی که تلاش کردم با دسته‌بندی مطالب (که در ستون کناری وبلاگ آمده) بخشی از آن را رفع کنم.
بعدنوشت: – هم‌اکنون (حوالی ۱۳۹۷) چند سالی است که به مرور، تمرکزم به مسایلی همچون توسعه و پیشرفت، کسب‌و‌کار، رشد، نوآوری و سایر موضوعات مرتبط، گرایش پیدا کرده است؛ از این رو سمت و سوی مطالب جدید وبلاگ نیز نسبت به مطالب اولیه آن تاحدی متفاوت شده و به این حوزه‌ها قرابت پیدا کرده است.
– همچنین انتخاب عناوینی که راجع بهشان می‌نویسم، تا حد زیادی به شرایط و حال و زمانم هم بستگی دارد. از این رو طبیعی است که مثلا درباره برخی فیلم یا کتاب‌هایی که صرفا بخش‌هایی‌اش برایم جالب بوده مطلب نوشته باشم، در حالی‌که درباره بسیاری از آثار مورد علاقه‌ام هیچ نشانه‌ای در وبلاگ نیست.

نکته قابل ذکر اینکه اگر در اینجا مطلبی در حوزه‌ای خاص نوشته شد، آن را به حساب مدعی بودن در آن نگذارید، چراکه از یک سو بسیاری از نوشته‌های اینجا بلند فکر کردن است و همان‌طور که از نامش بر‌می‌آید مشق زندگی؛ از سوی دیگر در اوضاع و احوالی که هر کس خود را متولی و صاحب یک حوزه می‌داند، ترجیحم این است تا حتی در حوزه‌هایی که مطالعه و کار تخصصی دارم هم مدعی نباشم که مجبور به سر و کله زدن با کسی نشوم! 🙂
همچنین خواهشمند است صرفا با خواندن یک مطلب، به قضاوت کلی و تایید و تکفیر نویسنده نپردازید!

چرا وبلاگ شخصی؟
با وجود سایت‌هایی که برای انتشار تحلیل‌ها و نوشته‌ها هستند، چرا باید یک جای جدا راه انداخت؟
پاسخ من به این سوال در همان موضوع مشقم است: “آزادگی”! فکر می‌کنم اینجا برای بیان بسیاری از حرف‌ها، محدودیت کمتری، چه از لحاظ فرم و چه از لحاظ محتوا وجود دارد.

آیا نوشتن با این فهم و کلام ناقص کار صحیحی است؟
خوب، شخصا فکر می‌کنم مسیر پیش رو برای رشد، مسیری است بی پایان؛ پس از یک جا باید شروع کرد که “ما لا یدرک کله، لا یترک کله …”.

آیا تعداد مخاطب معمول برای یک وبلاگ، کم نیست؟ آیا ارزش وقتی که پایش صرف می‌شود را دارد؟
درباره تعداد مخاطب باید گفت: نه الزاما! هم‌اکنون وبلاگ‌هایی هستند که به مراتب از بسیاری سایت‌ها پربازدیدترند. پاسخ قسمت دوم هم اینکه: در دنیای هستیم که قرار دادن یک “لینک خاصِ +۱۸!” می‌تواند کانترِ سایت یا وبلاگ را با سرعت نور بچرخاند و از طرفی در همین دنیاست که فشار بال یک پروانه، می‌تواند کیلومترها آن طرف‌تر طوفان به پا کند! حال و با این اوصاف، به نظر شما آیا دغدغه تعداد مخاطب، اصولا معنادار است؟ طبیعی است که نویسنده، مطالبش را می‌نویسد به این امید که خوانده شود، اما قطعا اولین و مهمترین مخاطب که بیشترین انتفاع را نیز از آن می‌برد، خود نویسنده است. شاید امثال ما اگر هزاران سال قبل زندگی می‌کردیم، ذهنیاتمان را می‌نوشتیم، در بطری می‌گذاشتیم و به دریا می‌انداختیم! اما خوب … خدا رو شکر الان اوضاع بهتر است! مساله دیگری که در اینجا لازم است به آن توجه شود این است که: بنا بر قاعده‌ای که پیش از ما و به بنی اسرائیل هم گفته شده “مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا … .” (۳۲/مائده) پس نویسنده باید تمام تلاش خود را بکند تا تعداد خواننده، هیچ تاثیری در نوع نگارشش نگذارد. باید هنگام نوشتن حس کند دارد برای تمام دنیا می‌نویسد.

اینجا هر چند وقت یکبار بروزرسانی می‌شود؟
تمام تلاشم این است تا این وبلاگ به صورت مداوم و منظم به روز شود، هر چند می‌دانم غالبا در این تلاش ناکام خواهم ماند و بروزرسانی‌ها نظم مشخصی نخواهد یافت!

من که هستم؟
واقعا مهم است!؟ …اگر مایلید بیشتر درباره من و وبلاگ بدانید، می‌توانید به صفحه درباره من نگاهی بیاندازید.

و در پایان: می‌خواهم بدانید برای زمانی که پای خواندن مطالب وبلاگم صرف کرده‌اید و خواهید کرد بسیار خرسند و قدردانم. همچنین بسیار مایلم از نظرات شما پیرامون مطالب این “دفتر” مطلع شوم، از این‌رو خواهشمندم من و نوشته‌های این وبلاگ را از نظرات خود بی‌بهره نگذارید.

توجه:
لطفا برای آگاهی از آخرین تغییرات صفحه «درباره من و بلاگ» را بخوانید.
همچنین پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم درباره وبلاگ بخوانید:
دوره جدید «مشق آزادگی»: درباره انتقال به هاست شخصی و برخی تغییرات دیگر وبلاگ (۱۳۹۷-۱۳۹۸)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *