مسیر تاثیرگذاری واقعی و تغییر

حقیقت اینه که تغییرات واقعی غالبا از پایین شکل می‌گیرن، اگر واقعا میخوای مشکلات فرهنگی جامعه‌ات حل بشه، باید کار فرهنگی کنی؛ مثلا اگر میخوای پوشش مردمت بومی باقی بمونه، باید چنین پوششی با تنوع و کیفیت مناسب، طراحی و تولید بشه و مهمتر اینکه تو بازار به وفور عرضه بشه و رسانه‌ها هم تصویر مناسبی ازش ارایه کنن. اگر میخوای کشورت در تکنولوژی پیشرفت کنه، باید به طریق مشابه بری وسط کار و زنجیره‌های مختلف توسعه رو کامل کنی؛ در سایر موارد هم قس علی هذا. اما این وسط یه مشکل جدی وجود داره؛ اون هم اینکه انجام این کارها واقعا سخت هستن؛ و بدتر، در چشم بعضی‌هامون ممکنه کمی بی‌کلاسی به نظر بیان! پس غالبا ترجیح میدیم بریم تو سطوح بالا و مدیریتی و مشغول نوشتن سیاست‌ها و مقرراتی بشیم که هیچ وقت اجرا نمیشن!

البته منکر تاثیر سیاست‌گذاری و مقررات درست در زنجیره پیشرفت نیستم، اما این فقط یک حلقه(ی مهم) از زنجیره پیشرفته، که تحول در اون هم نیازمند کسب تجربه از میدان عمله. مشکل اینجاست بعضی مواقع اصل کار رو فراموش میکنیم! و اینکه قراره تاثیر نهایی رو اون کارها داشته باشن، نه نوشته‌های روی کاغذ! مشکل اینجاست که یه موقع از اون طرف بوم میفتیم و یه موقع از این طرف … .

پانوشت:
– طبیعتا این مطلب بیشتر ناظر رویکرد اشخاصه، وگرنه دخالت دولت در انجام کارها که بد از بدتر است!
– به انگلیسی یک جست‌و‌جویی با کلیدواژه های مرتبط کردم، بخش جالبی از انجیل اومد:
James 1:22 > But be doers of the word, and not hearers only, deceiving yourselves

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *