درباره اهمیت «تمرکز» و چند چیز دیگر …

– هفته پیش داشتم برخی کارهای آخر سال رو سر و سامان میدادم. یکی از مهمترین مسایلی که با توجه به جمع‌بندی سالی که گذشت تلاش دارم تا ان شاء ا… برای برنامه‌های سال آتی مد نظر قرار دهم، مساله مهم “تمرکز” است، آن هم در جوانب مخاتلف زندگی! اگر اهل مطالعه مطالب حوزه‌های کسب و کار و … باشید احتمالا درباره اهمیت این مساله زیاد خوانده‌اید، اما برخی مسایل (مثل خیلی از جمله‌های کوتاه و حکیمانه که هر روز از جلوی چشممان رد می‌شوند) تا وقتی لمس نشوند آن طور که باید و شاید درک نمی‌شوند، و “تمرکز” و میزان اهمیت آن هم به نظرم یکی از همین موارد است.

– البته در ادامه بند قبل، این را هم بگویم که به نظرم یکی از راه‌های خوب یافتن مسایلی که می‌خواهیم در حوزه‌های مختلف رویشان تمرکز بیشتری کنیم، گذر از یک دوره Exploration و ماجراجویی در حوزه‌های مختلف مورد علاقه است! مساله‌ای که شاید در همه طول زندگی، حدی از آن همچنان لازم باشد؛ و احتمالا تجربیات بی‌ربط‌ترین‌هایش هم روزی بدرد خواهد خورد. به قول یکی از اساتید، خیلی جرقه‌ها از برهم‌کنش همین تجربیات متفاوت و یکتا ایجاد می‌شود، مساله‌ای که نگاهی به تجربیات سایرین نیز تاحدی موید آن است.

– در راستای بند نخست، یکی از اقدامات انقلابی‌ام در فضای مجازی، پاک‌کردن اکانت گوگل‌پلاسم بود! اگر قبلا از دنبال‌کنندگان گوگل‌+م بوده (یا مطالب قبلی همین وبلاگ را که حاوی مراجع زیاد به پلاس است خوانده) باشید، حتما متوجه دلیل انقلابی بودن این حرکت می‌شوید! اما به هر حال وقتی چندین ماه فرصت نمیکنی اکانتت را چک کنی، احتمالا یعنی وقتش رسیده که دیگر آن حساب کاربری حذف شود و از دایره “تمرکزت” خارج! به هر حال فعالیت چند ساله در بستر گوگل+، برای من یکی که واقعا مفید بود … .

– چند هفته پیش در یکی از گروه‌های تلگرامی، یکی از دوستان گفت که می‌خواهد تاریخچه کامل وبلاگش رو پاک کند و دلیلش هم “نوشتن مطالبی در گذشته بود که حالا به نظرش بچه‌گانه می‌آمدند!” برخی از دوستان هم با ایشان هم نظر بودند و از تجربه‌های مشابهشان ‌گفتند. اما حرف من این بود که چه ضرورتی برای این کار است!؟ همه ما در حال رشد هستیم (ان شاء الله!) و طبیعی است که وقتی مطالب چند سال قبل را می‌خوانیم بعضا به نظرمان کودکانه بیایند، اما کجای آن بد است و چه ضرورتی است برای پنهان کردن؟ و اصلا چه چیز را از چه کس پنهان می‌کنیم، وقتی مخاطب اصلی وبلاگ‌ها و مطالبمان در درجه نخست خود «ما» هستیم!؟ نمی‌دانم، شاید به این مساله زیاد آرمان‌گرایانه نگاه می‌کنم، به خصوص برای مایی که با نام و نشان واقعی در اینترنت مطلب می‌نویسیم، این موضوع ریسک‌ها و بدی‌های خودش را هم دارد، و شاید واقعا روزی نیاز شود آرشیومان را پاک کنیم؛ اما من از ابتدا دوست داشته‌ام وبلاگ را به مانند کتابی ببینیم که خردخرد منتشرش می‌کنیم، و به نوعی رشد و تغییرات خودمان را هم در آن منعکس می‌کنیم! نگاهی که شاید باعث شود در نوشتن هم حال آدم فرق کند … .

– این پست صرفا جهت آپدیت وبلاگ پس از یک مدت نسبتا طولانی است و هیچ کاربرد دیگری ندارد! 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *