نوآوری، وظیفه ما در گذار تاریخ

روند تاریخ شبیه مسابقه دوی امدادیه؛ و حالا که نوبت ما رسیده در میدان باشیم، ایجاد رشد اقتصادی-اجتماعی از طریق «نوآوری» یک وظیفه است.
اگر این دغدغه (و اعتبار ناشی از اون) رو به ملت‌های دیگه بسپاریم و خودمون به کپی کردن اکتفا کنیم، یعنی پذیرفته‌ایم در مسیر تاریخ بی‌تاثیر باشیم!

نوآوری، ما، تاریخ

 انگیزه تصمیم‌ها: امید یا ترس؟

– تصمیم‌های ما یا با منشا امید به رشد هستند یا ناشی از ترس. مثلا در مورد انگیزه «مهاجرت کردن»، کفه ترازو یا بیشتر به سمت رشد و ارتقای حرفه‌ای است، یا ترس از فلاکت در صورت ماندن. درباره «مهاجرت نکردن» هم ممکن است انگیزه فرد دنبال کردن یک برنامه رشد باشد، یا ترس از تجربه یک محیط جدید.
– شاید نتوان ادعا کرد تصمیماتی با منشا امید حتما به موفقیت ختم می‌شوند، اما امر واضح این است که تصمیمات با منشا ترس در بهترین حالت اخذ شده‌اند تا وضع موجود حفظ شود و شکستی رخ ندهد؛ اصولا موفقیت و رشد در معادلات آن‌ها نقشی ندارد.
– ممکن است تصمیم دو فرد و یا مجموعه در ظاهر کاملا شبیه، اما منشا و انگیزه‌ای که به آن تصمیم منتهی شده کاملا متفاوت باشد. و این نقشی اساسی در خروجی حاصل دارد. در همان مثال مهاجرت، خروجی قابل انتظار از فردی که با امید دنبال کردن برنامه‌ای خاص تصمیم به مهاجرت گرفته را مقایسه کنید با فردی که از ترس فلاکت فرار کرده است.
– ‏از منظر مذهبی هم دینداری مبتنی بر امید و «توکل» است (هرچند شاید کمی لوکس بنظر برسد!) و در مقابل ناامیدی بزرگترین گناه و با منشا شیطانی: «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ… وَاللَّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَ فَضْلًا …»: شیطان از فقر می‌ترساند، و خدا فضلش را وعده میدهد.
– آیا همیشه می‌توان مبتنی بر امید تصمیم گرفت؟ در بعد اجتماعی شاید پای شاخص‌های دیگری همچون اعتماد هم وسط باشد، اما در بعد فردی احتمالا در هر موقعیتی که فرصت فکر کردن باشد، عقل انسان می‌تواند با رویکرد «رشد و امید» تصمیم بگیرد.

همین پست در اینستا: https://www.instagram.com/p/Boy3K3dHycV

اخلاق، یک لایه مضاعف برای سازوکارهای بشری

اگر هر بار برای عبور از آب انتظار معجزه و عصای موسایی داشته باشی، بعد از مدتی هم دنیات تباه میشه و هم ایمانت.

اخلاق و معنویت هم به منزله یک لایه مضاعف برای سازوکارهای بشری توسعه مطرح است، نه جایگزین همه آن‌ها!
اخلاق جای شفافیت را نمی‌گیرد.

نگاهی به گزارش بررسی مالکان ۱۰۰ شرکت برتر ایران

«حالا و پس از چند سال کشمکش بر سر کوتاه‌کردن دست دولت از #اقتصاد، نه‌تنها مردم مالکیت شرکت‌های بزرگ اقتصادی کشور را برعهده ندارند؛ بلکه اداره آنها از دست دولت نیز خارج شده است …»
«در این بین چند بانک و یک شرکت قطعه‌سازی متعلق به بخش خصوصی هستند (یا بهتر بگویم، دلیلی برای وابستگی آنها به نهادهای دولتی و شبه‌دولتی یافت نشد) که تعدادشان به ١٣ شرکت می‌رسد (۴ شرکت از این ١٣ شرکت وابسته به بانک پاسارگاد هستند)»
اگر هنوز این گزارش شرق رو (که برای چند ماه پیشه) ندیدید، همین الان بخونیدش.

خصولتی سازی به جای خصوصی سازی در کشور - گزارش شرق ادامه خواندن “نگاهی به گزارش بررسی مالکان ۱۰۰ شرکت برتر ایران”

مردم‌سالاری؛ دموکراسی و دین

– از زمانی که یادمونه، اولین و مهمترین توصیه بزرگان رعایت حق الناس بوده و اینکه خدا از هر چیز بگذره از حق‌الناس نمیگذره.
و کجا بیشتر از حاکمیت با حق‌الناس و بیت‌المال سر و کار داره؟ و با این حساب، آیا سپردن حداکثری امور و تصمیم‌گیری‌ها به خود مردم در نظام اسلامی، نشانه خرد و خداترسی حاکمان نیست؟ (حتی اگر نتیجه‌ش اشتباه باشه، شرع تا چه حد این حق رو به ما میده که کسی رو به زور از اشتباه‌کردن بازداریم!؟ و آیا وظیفه و هنر اصلی یک مرحله قبل و ترغیب مردم به مسیر درست نیست؟)
– نظام اسلامی، نه برای ژست دموکراسی، که به اقتضای اسلامی‌بودنش باید مردم‌سالار باشه و یکی از مهمترین نشانه‌های مردم‌سالاری، شفافیت (در امور و دخل و خرج‌ها) و پاسخگویی به مردم، به عنوان کارفرمای حکومته. و آیا خلاف این غش در معامله نیست!؟
– از هر مجموعه‌ای که در قدرت قرار میگیره، حداقل انتظار اینه که تحمل نقد شدن (یا حتی فحش‌شنیدن) رو داشته باشه (اگرچه مخالفان در اقلیت باشند یا اشتباه کنند)؛ و اصولا اگر به هر دلیلی (مثل حفظ تقدس یا …) نمیتونه بپذیره، نباید از ابتدا کلید بیت‌المال رو دست بگیره.
– حفاظت از ارزش‌ها تنها با حضور فعال بخش قابل توجهی از جامعه ممکنه، و تجربه جنبش‌های متعدد در سده‌های اخیر نشان داده نهادهای بسته‌ای که برای حفاظت از ارزش‌ها و … تشکیل میشن، به شدت با این تهدید مواجه هستند که رفته‌رفته خود را معادل ارزش‌ها بگیرند و ماموریتشان به جای حفاظت از ارزش‌ها، به حفاظت از منافعشان تغییر کنه.
– اولین گام برای حل مشکل، دیدنشه. و برای درست دیدن ابتدا باید از حاشیه امن ذهنی بیرون اومد و به استقبال مشکلات رفت، قبل از اینکه دیر بشه. خدا با هیچ‌کس عقد اخوت نبسته.

مردمسالاری دموکراسی دین ایران

پانوشت:
– طبعا مردمسالاری هم اصولی داره که عدم رعایتش میشه استبداد اکثریت، چیزی که متاسفانه ما در اون مهارت داریم! مثلا شهرهامون برای معلولین و افراد کم‌توان مناسب‌سازی نمیشه، چون در اقلیت هستند، و قس علی هذا … .
– اوصیکم و نفسی به مرور دائم متن سخنرانی ۸ خرداد ۱۳۵۸ حضرت امام در جمع مردم قم و با محوریت «خطر مخدوش شدن چهره اسلام – لزوم مراقبت مردم از مسئولان نظام جمهوری اسلامی» (صحیفه امام خمینی » جلد ۸ » صفحات ۱ تا ۷)
همین مطلب در اینستای من: https://www.instagram.com/p/Beqf8rpHCfa

کتاب «هفت روایت خصوصی» از زندگی امام موسی صدر

در سده‌ای که بیشتر تلاش‌ها برای این است که انسان فراموش کند، گهگاه افرادی پیدا می‌شوند که حضورشان خواب را از سر آدم‌ها می‌پراند!
ممکن است این افراد بخاطر طبع، زمان و یا مکان خاص‌شان با هم تفاوت‌هایی داشته باشند. مثلا یکی‌شان بیشتر جلوه‌ای از رحمانیت حق باشد و دیگری جلوه‌ای از منتقم‌بودن او، اما وجه اشتراک مهمی دارند که کمک می‌کند بفهمی از یکجا آمده‌اند: صلابت کلام و برق نگاهشان وقتی می‌خواهند نشان دهند انسان تا کجا می‌تواند (و باید) برود … .

کتاب هفت روایت خصوصی از زندگی امام موسی صدرکتاب «۷ روایت خصوصی» بیشتر به جنبه‌های خانوادگی زندگی سید موسی صدر پرداخته است. و حبیبه جعفریان، همان‌طور که از او انتظار می‌رود، این کار را خیلی خوب انجام داده. هر چند اگر هدف از مطالعه آشنایی جامع با امام موسی صدر باشد احتمالا این کتاب انتخاب خوبی نیست.
پانوشت: قصه زندگی برخی شخصیت‌های تاریخ معاصر توسط افراد مختلف با حب و بغض نقل شده، و این یعنی برای آشنایی با داستان واقعی‌شان باید روایت‌های مختلف را خواند و عین تکه‌های پازل کنار هم چید.

لینک این مطلب در اینستا: https://www.instagram.com/p/BdTab9vHTbz

چرا نباید تلاش کرد همه چیز رو دونست؟

– از قدیم افرادی که اطلاع بیشتری نسبت به مسایل روز داشتن به عنوان افراد فرهیخته و آگاه مورد احترام جامعه بودند. اما الان و با رشد جهشی تولید و انتشار محتواهای زرد در شبکه‌های اجتماعی، «ندانستن، دنبال نکردن و وقت نگذاشتن برای اطلاع از خیلی چیزها» بیشتر نشانه فرهیختگی است!

– البته شخصا سعی می‌کنم تا حدی هم مطلع باشم، نه برای خود محتواهای زرد، بلکه در این حد که بتونم دنبال کنم بخشی از جامعه‌ام در چه فضایی سیر می‌کنه.

– حتی اخیرا فکر می‌کنم با توجه به حجم زیاد اطلاعات مفید و تخصصی و مرتبط به حوزه فعالیت‌مون، شاید گاهی و برای تمرکز بیشتر بر اهدافمون، لازم باشه این بخش رو هم مو به مو و خیلی دقیق دنبال نکنیم!

بعدنوشت:
حدود یک سال پس از نگارش این متن، بطور اتفاقی روایت جالب زیر رو از امام علی (ع) دیدیم!
عَظِّمُوا أقدارَکُم بِالتَّغافُلِ عَنِ الدَّنِیِّ مِنَ الاُْمُورِ
با بى توجهى به امور پست، بر ارزش خود بیفزایید (تحف العقول، ص ۲۲۴)

ایکاش هرچه زودتر با تحول نظام آموزشی، نسل جدید رو نجات بدیم!

هنوز بچه‌ها در سیستم آموزشی‌ای درس می‌خونن که از نفوذ ایده صنعتی‌شدن و سری‌سازی به حوزه آموزش وارثش شدیم. سیستمی که بخش عمده زمان بچه‌ها رو برای تقویت مهارت‌هایی صرف می‌کنه که در اون‌ها سال‌هاست به کامپیوتر‌ها باختیم!

*****

تو نظام آموزشی سنتی، همه علوم رو دسته‌بندی کردن و سعی میکنن تو هر پایه، یه بخشی‌ش رو بکنن تو ذهن بچه‌ها. و تو دانشگاه هم همین روند، حالا یکم تخصصی‌تر دنبال میشه. جدای از اینکه این روند قبلشم خیلی منطقی نبود، با آدما ماشینی برخورد می کرد و توانمندی‌های اون‌ها و نیازمندی‌های بازار رو نمی‌دید، حداقل الان و با این روند گسترش حجم دانش، دیگه قطعا عملیاتی نخواهد بود.

ادامه خواندن “ایکاش هرچه زودتر با تحول نظام آموزشی، نسل جدید رو نجات بدیم!”