فتح بهشت: در باب فصل مشترک غرب‌ستیری با غرب‌زدگی

🔷 اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، غرب‌ستیزی در یکی از ریشه‌‌های مهمش با غرب‌زدگی مشترک است.
نفی دستاوردهای چند سده اخیر که پرچم رشد و توسعه بشر اغلب در دستان #غرب بوده، ریشه‌هایش همان افکار غرب‌زده‌هاست که مقهور این دستاوردها شده‌اند: اندیشه‌ای که بستر چند هزارساله‌ی رشد و توسعه بشر را دنبال نمی‌کند و رد پای هزاران دانشمند و کاوشگر از بابل و ایران و چین را در دستاوردهای سده‌های اخیر نمی‌بیند.

🔷 خسارت #غرب_ستیزی هم کمتر از #غربزدگی نیست.
انسان غرب‌ستیز خودش را در دستاوردهای اخیر دنیا بلانقش می‌یابد؛ و از این رو سعی می‌کند با نفی آن‌ها از آغاز مسیر نویی را بپیماید.
انسان غرب‌زده هم خود را بی‌ربط به مسیر رشد و توسعه می‌داند، اما چون غرور و همّیت انسان غرب‌ستیز را هم ندارد، سعی می‌کند هر چه را در دستان غرب است مو به مو الگوبرداری کند؛ از جمله آسیب‌هایی را که این روزها بلای جان تمدن غرب شده‌اند!

🔷 نمی‌دانم اگر انسان بومی پهنه‌هایی بودم که با غارت و استعمار غرب، پا به دنیای تمدنی نو گذاشته‌اند (همچون امریکا و استرالیا) نظرم چه بود. اما الان، و به عنوان انسانی که در شاهراه تمدنی اوراسیا «همیشه در بازی» و بارها پرچم‌دار آن بوده‌ام، بنای شکوهمندی که ساخته‌شده را می‌شناسم و نسبت به آن حس غربتی ندارم؛ بخش عمده آن را خودی می‌دانم و دوست دارم نگاره‌های جدیدی به آن اضافه کنم.

🔷 البته که باید پذیرفت در سده‌های اخیر نتوانسته‌ایم نقش مناسبی در رشد تمدن بشر و مسیردهی به آن ایفا کنیم و نباید در این زمینه اسیر دلخوشی‌ها و تاریخ‌پرستی‌های رقت‌انگیز شد. اما باید مراقب بود برای جبران عقب‌ماندگی‌ها با شتاب از چاله به سوی چاه نرویم، که در همین تاریخ معاصر نمونه‌هایی همچون آلمان در جنگ‌های جهانی درس‌های آموزنده‌ای برایمان دارند.

🔷 کلیپ بالا بخشی از فیلم «فتح بهشت: ۱۴۹۲» (۱۴۹۲: Conquest of Paradise)، اثر #ریدلی_اسکات است؛ کارگردانی که حداقل دو اثرش در Top Ten لیست سینمایی‌ام است! البته این فیلم اسکات که در سال ۱۹۹۲ و به مناسبت ۵۰۰مین سال اکتشاف امریکا، درباره سفر #کریستوف_کلمب ساخته شده، آن‌قدرها ندرخشید و نقدهای زیادی هم نسبت به آن مطرح است، از جمله نادیده گرفتن برخی جنایات کلمب و تازه‌واردان به قاره جدید (لینک یکی از این نقدها را ذیل همین مطلب گذاشته‌ام). اما چندین سکانس آن از جمله قسمتی که به اشتراک گذاشته‌شده جالب است. نکته این که مورون‌های مورد اشاره در سکانس بالا که از برخی توانمندی‌هایشان با شگفتی یاد می‌شود، مسلمان‌های همسایگی پادشاهی اسپانیا در آن دوران هستند.
و صد البته نباید فراموش کرد که موسیقی معروف #ونجلیس هم که احتمالا بارها در حماسه‌های ملی شنیده‌اید و در ابتدای این کلیپ هم قرار گرفته، مربوط به همین اثر است! 🙂

🔸 پانوشت-۱: تکلیف ما با غرب‌زده‌ها که مشخص بوده و هست؛ از این‌رو متن بالا بیشتر شقشقیه‌ای بود در باب آن روی سکه و کسانی‌که اگر غرب بگوید آسمان آبی است، همتشان را می‌گذارند تا اثبات کنند رنگ دیگری است!
پانوشت-۲: لینک نقد اشاره شده در متن:
https://medium.com/@bentheorowe/accuracy-vs-storytelling-in-ridley-scotts-1492-conquest-of-paradise-9d6757423cd0

کار سخت کمال‌گراها!

بدون شک یکی از کلیدی‌ترین جنبه‌ها در فرآیند توسعه محصولات عالی، رعایت تناسب بین «کمال‌گرایی» و «زمان ارایه» محصول در بازاره.
اما چرا با وجود اینکه طی سال‌های اخیر زیاد به این موضوع پرداخته شده، همچنان یکی از مهمترین پاشنه آشیل‌های محصولات (و سرویس‌های) جدید، همین مساله است؟ پیچیدگی این موضوع از کجا نشأت میگیره؟

کار سخت کمالگراها یا چطور کمالگرایی منفی رو کنترل کنیم

درس‌آموخته‌های من در این زمینه فعلا این‌هاست:
🔸اول اینکه بسته به نوع محصول و صنعت مربوطه، نقطه‌ای که این تناسب در اون برقرار میشه متفاوته؛ و به‌نظر میرسه پیدا کردن این نقطه علاوه بر هوش و استعداد، نتیجه علم، تجربه و خِرَد کسب‌وکاری است که به مرور و طی مسیر، در وجود افراد ته‌نشین میشه. هر چند در آینده روش‌های تحلیل‌داده هم میتونن به علمی‌تر شدن این فرآیند کمک کنن، اما همچنان فرمول طلایی‌ای برای اون وجود نداره. به عبارتی در اغلب موارد تا پیش از مشخص شدن نتیجه، نمیشه درباره درست یا غلط بودن «اجتهاد» انجام‌شده قضاوت کرد.
🔸از سوی دیگه، کمالگرایی یک ویژگی شخصیتیه که الزاما همیشه منطق فرد بهش غلبه پیدا نمیکنه و به صورت خودآگاه به کنترل فرد در نمیاد! و اگر شما هم دچارش بوده یا باهاش مواجه شده باشید، قطعا تایید می‌کنید که در صورت عدم کنترل میتونه به‌جای «یک موهبت با تاثیر خارق‌العاده‌ی مثبت»، بالعکس، حتی آسیب‌زا و منفی باشه!

اغراق نیست اگر مهمترین نقطه تمایز محصولاتی که تحول‌آفرین بودند با سایر هم‌نوعانشون رو «افراد کمال‌گرایی» بدونیم که در نقطه مناسبی تصمیم گرفتن کوتاه بیان و محصول رو به دست بقیه برسونن؛ نقطه‌ای که بنا بر طبع کمال‌گراشون طبیعتا اون‌قدر زود نبوده که محصولشون هنوز یک چیز ضعیف یا عادی باشه؛ و البته اون‌قدر دیر هم نبوده که دیگه منابع یا فضایی برای عرضه محصول باقی نمونده باشه!

✍️پانوشت:

  • هر چند این مطلب با دید کسب‌و‌کاری نوشته شده، اما میشه با جاگذاری «اثر» به جای «محصول»، اون رو به حوزه‌های دیگه هم تعمیم داد.
  • تصویر پایین حاوی نکاتیه که میتونن کمک کنند تا کمال‌گرایی رو به صورت مثبت به‌کار بگیریم. البته که من شاید کمی با لحنش موافق نباشم، چون ممکنه این برداشت ازش بشه که باید کمال‌گرایی رو به چیز دیگری تبدیل کنید 🙂 به‌نظر می‌رسه مدیریت و کنترل کردن کمال‌گرایی چیزیه که در عمل بهش نیازش داریم.
چطور کمالگرایی منفی رو کنترل کنیم
چطور کمالگرایی منفی رو کنترل کنیم

چرا ایران؟ (توسعه محلی و جهانی: نقش ما در ایجاد تناسب میان این دو)

این نوشته متشکل از مجموعه استوری‌هایی است که آبان ماه ۱۳۹۸ در اینستاگرام منتشر شد. نظرات مخاطبان هم در نگارش و تکمیل آن نقش داشت و در نهایت به‌نظرم رسید خوب است که در قالب یک مطلب در وبلاگ هم قرار بگیرد.

  • نقطه شروع بحث پرسیدن یک سوال بود که نتیجه‌اش رو در ادامه می‌بینید:
چرا ایران؟
  • چیزی که واضحه اینه که وقتی درآمد همه مردم چهار برابر بشه، رشد اقتصادی بالاتر خواهد بود. به این ترتیب مسئولان هم میتونن در آمارها اعداد و ارقام بهتری رو به عنوان دستاورد و رکورد نمایش بدن.
    اما دلیل اینکه اغلبمون مورد دوم رو بهتر میدونیم اینه که صرف «رشد اقتصادی و GDP بالا»، بدون رعایت توازن و تناسب، الزاما زندگی بهتری رو به ارمغان نمیاره. دلایل این مساله هم متعدده که در استوری‌های قبل برخی‌اش رو دیدیم. این مساله اون‌قدر پذیرفته شده است که شاخصی به نام «ضریب جینی» هم به عنوان یکی از پارامترهای مهم توسعه سالم اقتصادی سنجیده میشه و اکثرمون باهاش آشناییم.
    البته این هم باید در نظر گرفت که چون در بسیاری موارد این موضوع با کلیدواژه عدالت بهانه‌ای بوده برای اجرای سیاست‌های پوپولیستی، یا دولتی کردن اقتصاد و … بعضی‌هامون ممکنه کلا ازش صرف نظر کنیم.
  • اما موضوعی که من میخوام از نتایج این بحث استفاده کنم، رابطه #توسعه و #فناوری است. ما و خیلی از افراد دیگری که در حوزه فناوری کار میکنیم، بعد از مدتی مدام از سوی دیگران با این سوال مواجه میشیم که:

چرا ایران!؟

ادامه خواندن “چرا ایران؟ (توسعه محلی و جهانی: نقش ما در ایجاد تناسب میان این دو)”

بزرگترین پولشویی تاریخ!

  • بزرگترین پولشویی تاریخ، تبدیل «کشورهای استعمارگر» قرن هجدهم، به «کشورهای توسعه‌یافته» قرن بیستم بود.
  • کارشناس اتوکشیده‌ای را که در فلان سازمان بین‌المللی اروپایی نشسته و ماهی ۴-۵ هزار یورو میگیرد تصور کنید. فردی که اتفاقا آدم خوبی هم هست و واقعا دغدغه صلح در کشورهای در حال توسعه را دارد. اما در عین حال جایگاهش را مدیون توزیع ثروت ناشی از خشونت‌های ۲۰۰ سال قبل، در همین کشورهاست.
  • درباره خیلی از شرکت‌ها هم اوضاع همین‌طور است. فقط درباره بعضی قدیمی‌ترها مثل BP (بریتیش پترولیوم)، موضوع شفاف است و درباره جدیدها، پیچیده‌تر.
  • این سال‌ها (و احتمالا بعد از شکست بلوک شرق)، نقش میراثی که هر یک از ما از گذشته‌مان داریم، در تحلیلِ چرایی جایگاه کشورها به شدت کمرنگ شده. مساله‌ای که اگر مهمترین عامل نباشد، قطعا یکی از مهمترین‌هاست. ما اما یاد گرفته‌ایم که فقط زمان کنونی را ببینیم و عامل همه تفاوت‌ها را در شیوه‌های مدیریتی و … حال حاضرمان خلاصه کنیم.

پانوشت: هرچند این مساله نباید توجیهی برای کم‌‌کاری‌هایمان باشد، اما دانستن آن قطعا برای مسیر آینده لازم است.

چقدر از دنیایی که برای افراد معلول و کم‌توان ساختیم راضی هستیم؟

پایمال شدن حقوق اقلیت‌ها توسط اکثریت (دیکتاتوری اکثریت) در همه انواعش کثیفه. اما قطعا یکی از احمقانه‌ترین انواعش در قبال افراد کم توان و معلول جامعه است! افراد کم‌توان مثل اقلیت‌های نژادی، دینی و … نیستند که مرزهای مشخصی با ما داشته باشند. ممکنه یکی از نزدیکان‌مون، مثلا فرزندمون جزو این اقلیت باشه؛ یا حتی خودمون، بعد از یک حادثه. و جدای از این، قطعا دوران سالمندی اغلب افراد، با انواع‌ کم‌توانی‌ها مواجه خواهد بود.
طبعا بخشی از وظایف این حوزه حاکمیتی است؛ ولی مدتیه فکر میکنم ما چه اندازه نقش خودمون رو ایفا کردیم!؟ آیا این مساله اصولا جایگاهی در مطالباتمون داشته؟ ما چقدر در تضییع حقوق این عزیزان سهیم هستیم؟

افراد معلول و کم توان و توانیاب

شهید چمران؛ قهرمان لیبرال و غرب‌زده جمهوری اسلامی!

چند روز پیش بخشی از مطلب زیر را به نقل از شهید چمران در توییتر دیدم. در گوگل که جستجو کردم به متن کامل‌تری رسیدم که عینا آن را از سایت مشرق در ادامه آورده‌ام. آن‌طور که در توضیح خبر آمده شهید چمران این سخنان را در سال ۱۳۶۰ بیان کرده و مرجع اصلی متن هم صفحه ۸۵ کتاب «حماسه عشق و عرفان» است.

شهید چمران امریکا غرب و لیبرالیسم

« … ادعای انقلابی گری دارند، فکر می کنند از انقلاب ایران طرفداری می کنند و پیروزی انقلاب ایران وابسته به وجود آنهاست، در حالی که به سهولت می توان دید ایشان بیش از هر دشمنی لطمه به انقلاب زده اند، انقلاب ایران را به لب پرتگاه سقوط کشانده اند، همه مردم را از انقلاب زده کرده اند، هرج و مرج و آشوب و بی نظمی در نظر آنان انقلاب معنی می دهد و تصور می کنند با بی برنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر منطقی میتوانند اتقلاب را به پیروزی برسانند.

با اعمال آنها چگونه آمریکا توانسته است ایران و انقلاب آن را بدنام کند، ایران را در دنیا منفرد نماید، در محاصره اقتصادی بفشارد، اختلافات داخلی را دامن بزند، نارضایتی مردم را روزافزون کند و … .

ادامه خواندن “شهید چمران؛ قهرمان لیبرال و غرب‌زده جمهوری اسلامی!”

ودا نت – VodeNet: چطور در آینده در دام شرکت‌های هرمی مشابه نیفتیم؟

باید اعتراف کنم وقتی در اواسط فروردین ماه ۹۷ (تقریبا یک سال پیش در چنین ایامی) آشنایی را ملاقات کردم و بعد از چند دقیقه متوجه شدم در حقیقت وسط جلسه «پرزنت» یکی از شرکت‌های هرمی نشسته‌ام، باورش برایم سخت بود که هنوز این چیزها در جامعه رواج دارد. و بعد که گستردگی موضوع را دیدم بیشتر تاسف خوردم که چرا باید اوضاع اقتصاد این‌قدر خراب و مسیر رشد ارگانیک سخت شده باشد که برخی با اینکه به احتمال زیاد خودشان هم به اشتباه بودن چنین مسیرهایی علم دارند، باز تلاش کنند خانه آرزوهایشان را بر مبنای آن بسازند.

اما جدای از این موارد، موضوعی که بیشتر برای من عجیب بود وضوح کلاهبرداری شرکت هرمی «ودا نت» بود و اینکه چطور توانسته با روش‌های پیش پا افتاده تعداد زیادی از افراد را فریب دهد. آن هم افرادی که غالبا دانشجو و جوان بودند و می‌توانستند با چند سرچ ساده، سر و ته موضوع را در بیاورند. البته چند ماه پیش خبر دستگیری لیدرهای این جریان منتشر شد (لینک خبر)؛ و این یعنی پایان یک کلاهبرداری دیگر که افراد بسیاری در آن متضرر شدند. طبیعتا اقدام دیرهنگام مسئولان در چنین مواردی که به دلیل ماهیت شبکه‌ای، رشد انفجاری دارند به هیچ وجه قابل توجیه نیست، اما یک مساله مهم را به ما گوشزد می‌کند: خودمان باید حواسمان به جیب‌مان باشد و قبل از هر سرمایه‌گذاری، جوانب امر را کاملا بسنجیم و از افراد خبره مشاوره بگیریم. به خصوص اگر مثل شرکتی که در اینجا موضوع بحث است، با مجموعه‌ای طرف باشیم که مدعی خارجی‌بودن است، نمایندگی قانونی داخلی ندارد و از این رو در صورت بروز مشکل و کلاهبرداری هیچ پشتوانه حقوقی نیز نداریم.

به موضوع اصلی بحث برگردیم. بعد از مواجهه با شبکه هرمی ودا نت تصمیم گرفتم حتما مصادیق دروغ‌ها و روش کلاهبرداری این شرکت صوری را برای انتشار در وبلاگ (و حتی ارسال به سایت‌های خبری) بنویسم. اما با وجود احساس مسئولیتی که در این زمینه داشتم و حس می‌کردم از این پس من هم به علت عدم تلاش در آگاه‌سازی افراد در فریب‌شان به نوعی مقصر هستم، متاسفانه فرصت انجام این کار تاکنون فراهم نشد. شاید یک دلیلش این باشد که تلاش داشتم کار را خیلی کامل و جامع انجام دهم و این انرژی و وقت آزاد زیادی می‌طلبید که متاسفانه طی دو سه سال اخیر امکانش را ندارم. به هر حال اگرچه تاکنون زمان زیادی گذشته و شاید به نظر نوشدارو بعد از مرگ سهراب بیاید، اما چون بالاخره فرصتی ایجاد شد تصمیم گرفتم یک سری اصول کلی را برای بررسی کلاهبرداری‌های احتمالی و تشخیص شرکت‌های هرمی از غیر هرمی در یک مطلب به صورت خلاصه بیاورم، شاید در آینده به درد کسی بخورد. و طبیعتا چون موردی که من به آن برخورد کردم شرکت ودا نت بود، مدل بررسی را نیز حول همین شرکت می‌آورم.

قبل از شروع خلاصه‌ای از موضوع و مدل فعالیت شرکت هرمی ودانت برای خوانندگانی که با آن آشنا نیستند:

ادامه خواندن “ودا نت – VodeNet: چطور در آینده در دام شرکت‌های هرمی مشابه نیفتیم؟”

*مهم: دوره جدید وبلاگ «مشق آزادگی» (بهار ۱۳۹۸)

– اگر از قبل خواننده «مشق آزادگی» بوده باشید احتمالا می‌دانید که نسخه پیشین آن بر روی «سرویس بلاگ بیان» قرار داشت. حدودا دو سال قبل بود که تصمیم گرفتم وبلاگ را از سرویس بیان به هاست مستقل و CMS وردپرس منتقل کنم. این کار دلایل مختلفی داشت که شاید فصل مشترک همه‌شان نیاز به ابزارهای بیشتر در مدیریت وبلاگ و دیتای آن بود. متاسفانه این جابجایی به آن آسانی که فکر می‌کردم رخ نداد و امکان خروجی گرفتن سر راست از سرویس بلاگ بیان عملا وجود نداشت! اگرچه در زمان انتخاب این سرویس (حدود ۷ سال پیش) چنین گزینه‌ای در منوی سیستم مدیریت بلاگ بیان وجود داشت، اما چندین ماه پیگیری این مساله و برخی مشکلات دیگر سامانه از طریق پشتیبانی نتیجه‌ای نداد و نهایتا متوجه شدم شرکت بیان تمرکز خود را از سامانه بلاگ و پشتیبانی آن برداشته است. نمی‌خواهم بیش از این درباره مشکلات پیش آمده بنویسم، این مساله را به دلیل علاقه‌ای که به مجموعه «بیان» داشتم مستقیما در لینکدین به جناب آقای قدیری (مدیریت شرکت) انتقال دادم. ان شاء الله با تدبیر ایشان و پشتیبانی مناسب در آینده خوش‌نامی سرویس‌های این مجموعه داخلی خدشه‌دار نشود. به موضوع برگردیم؛ خلاصه اینکه روند مهاجرت از سرویس قبل به هاست مستقل از کاری که در آغاز ساده و سرراست بنظر می‌رسید، به فرآیندی همراه با درد و خون‌ریزی تبدیل شد! فرآیندی که مدتی طولانی به درازا کشید و زمان و انرژی زیادی گرفت. برای این کار مجبور شدم از یک پلاگین استفاده کنم و به کمک فید RSS، مطالب وبلاگ قبلی را به وردپرس منتقل کنم. در این روش برخی عکس‌ها منتقل نشد و نظم برخی مطالب نیز به هم خورد. از این رو نیاز شد مجددا پست‌ها یک به یک بررسی و ویرایش شوند. و در پایان با اینکه تلاش شد مطالب قبلی بدون مشکل در بستر جدید نمایش داده شوند، اما در صورتی‌که هرگونه ایرادی مشاهده کردید (عکسی لود نمی‌شد، لینکی شکسته بود یا …) لطفا از طریق پیام به من اطلاع دهید تا اصلاح شود.

دوره جدید وبلاگ مشق آزادگی

– تغییر دیگری که رخ داد آدرس وبلاگ بود که برای یکسان شدن با ID شبکه‌های اجتماعی از rahmanpour.ir به alirahpou.ir تغییر یافت. البته آدرس قبلی نیز بر روی آدرس جدید فوروارد شده و همچنان قابل استفاده است.

– فرآیند انتقال مطالب فرصتی شد تا برخی مطالب قدیمی‌ام را هم مجدد مرور کنم. البته در حالت عادی هم معمولا هر چند وقت یکبار دغدغه‌ها، نوشته‌ها و … سال‌های قبلی‌ام را میبینم و مسیری که طی کرده‌ام را مرور میکنم. اما شاید این بار این مساله با دقت بیشتری اتفاق افتاد، و در نتیجه آن خاطرات مختلفی زنده و نهایتا به تجربه جالبی تبدیل شد. مشاهده برخی تغییرات طی این سال‌ها که حتی در لحن نگارش هم مشهود است یکی از تجربیات جالب این فرآیند بود! (علاقه قبلی‌ام به لحن ادبی در مقابل تمایل کنونی‌ام به ساده‌نویسی)
در این میان و طی اصلاح مطالب برای انتشار در وردپرس، برخی مطالب قدیمی که بعضا به نظرم ارزش محتوایی کمتری داشتند، مربوط به برخی دغدغه‌های مقطعی گذشته بودند، بیش از حد کوتاه یا طولانی بودند و … به صورت پیش‌نویس درآمده و در دوره جدید وبلاگ انتشار نیافت. (این فرآیند در تغییر و بازبینی دسته‌بندی مطالب وبلاگ در آغاز سال ۱۳۹۹ نیز مجددا تکرار شد.)

ادامه خواندن “*مهم: دوره جدید وبلاگ «مشق آزادگی» (بهار ۱۳۹۸)”