مروری بر چالش‌ها و امتیازات استارتاپ‌ها در زمینه توسعه منابع انسانی

توجه: این مطلب حدود یک سال قبل و به درخواست سرکار خانم گیوه‌چین، برای انتشار در نشریه «رایانما» نگاشته شد. طبیعتا طی مدتی که از نگارش آن می‌گذرد، با چالش‌ها و فرصت‌های بیشتری در این زمینه آشنا شده‌ام. اما از آنجاکه مجال تغییر و بازنگارش این مقاله نبود، آن را به همان شکل اولیه که در نشریه نیز منتشر شده، در وبلاگ قرار می‌دهم.

رایانما - چالش های منابع انسانی و تیم سازی استارتاپ ها

یکی از نخستین و مهمترین چالش‌های کارآفرینان هنگام راه‌اندازی و توسعه کسب‌و‌کار، مدیریت منابع انسانی است. شاید در مراحل اولیه بدون استفاده از عنوان کلاسیک «مدیریت منابع انسانی»، صرفا از تیم‌سازی و چالش‌های آن صحبت شود، اما نهایتا مساله همان است. اگر شما هم تجربه راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار داشته باشید، حتما در مراحل مختلف مسیر به برخی از مصادیق این مساله برخورد کرده‌اید؛

ادامه خواندن “مروری بر چالش‌ها و امتیازات استارتاپ‌ها در زمینه توسعه منابع انسانی”

چقدر از دنیایی که برای افراد معلول و کم‌توان ساختیم راضی هستیم؟

پایمال شدن حقوق اقلیت‌ها توسط اکثریت (دیکتاتوری اکثریت) در همه انواعش کثیفه. اما قطعا یکی از احمقانه‌ترین انواعش در قبال افراد کم توان و معلول جامعه است! افراد کم‌توان مثل اقلیت‌های نژادی، دینی و … نیستند که مرزهای مشخصی با ما داشته باشند. ممکنه یکی از نزدیکان‌مون، مثلا فرزندمون جزو این اقلیت باشه؛ یا حتی خودمون، بعد از یک حادثه. و جدای از این، قطعا دوران سالمندی اغلب افراد، با انواع‌ کم‌توانی‌ها مواجه خواهد بود.
طبعا بخشی از وظایف این حوزه حاکمیتی است؛ ولی مدتیه فکر میکنم ما چه اندازه نقش خودمون رو ایفا کردیم!؟ آیا این مساله اصولا جایگاهی در مطالباتمون داشته؟ ما چقدر در تضییع حقوق این عزیزان سهیم هستیم؟

افراد معلول و کم توان و توانیاب

شهید چمران؛ قهرمان لیبرال و غرب‌زده جمهوری اسلامی!

چند روز پیش بخشی از مطلب زیر را به نقل از شهید چمران در توییتر دیدم. در گوگل که جستجو کردم به متن کامل‌تری رسیدم که عینا آن را از سایت مشرق در ادامه آورده‌ام. آن‌طور که در توضیح خبر آمده شهید چمران این سخنان را در سال ۱۳۶۰ بیان کرده و مرجع اصلی متن هم صفحه ۸۵ کتاب «حماسه عشق و عرفان» است.

شهید چمران امریکا غرب و لیبرالیسم

« … ادعای انقلابی گری دارند، فکر می کنند از انقلاب ایران طرفداری می کنند و پیروزی انقلاب ایران وابسته به وجود آنهاست، در حالی که به سهولت می توان دید ایشان بیش از هر دشمنی لطمه به انقلاب زده اند، انقلاب ایران را به لب پرتگاه سقوط کشانده اند، همه مردم را از انقلاب زده کرده اند، هرج و مرج و آشوب و بی نظمی در نظر آنان انقلاب معنی می دهد و تصور می کنند با بی برنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر منطقی میتوانند اتقلاب را به پیروزی برسانند.

با اعمال آنها چگونه آمریکا توانسته است ایران و انقلاب آن را بدنام کند، ایران را در دنیا منفرد نماید، در محاصره اقتصادی بفشارد، اختلافات داخلی را دامن بزند، نارضایتی مردم را روزافزون کند و … .

ادامه خواندن “شهید چمران؛ قهرمان لیبرال و غرب‌زده جمهوری اسلامی!”

ودا نت – VodeNet: چطور در آینده در دام شرکت‌های هرمی مشابه نیفتیم؟

باید اعتراف کنم وقتی در اواسط فروردین ماه ۹۷ (تقریبا یک سال پیش در چنین ایامی) آشنایی را ملاقات کردم و بعد از چند دقیقه متوجه شدم در حقیقت وسط جلسه «پرزنت» یکی از شرکت‌های هرمی نشسته‌ام، باورش برایم سخت بود که هنوز این چیزها در جامعه رواج دارد. و بعد که گستردگی موضوع را دیدم بیشتر تاسف خوردم که چرا باید اوضاع اقتصاد این‌قدر خراب و مسیر رشد ارگانیک سخت شده باشد که برخی با اینکه به احتمال زیاد خودشان هم به اشتباه بودن چنین مسیرهایی علم دارند، باز تلاش کنند خانه آرزوهایشان را بر مبنای آن بسازند.

اما جدای از این موارد، موضوعی که بیشتر برای من عجیب بود وضوح کلاهبرداری شرکت هرمی «ودا نت» بود و اینکه چطور توانسته با روش‌های پیش پا افتاده تعداد زیادی از افراد را فریب دهد. آن هم افرادی که غالبا دانشجو و جوان بودند و می‌توانستند با چند سرچ ساده، سر و ته موضوع را در بیاورند. البته چند ماه پیش خبر دستگیری لیدرهای این جریان منتشر شد (لینک خبر)؛ و این یعنی پایان یک کلاهبرداری دیگر که افراد بسیاری در آن متضرر شدند. طبیعتا اقدام دیرهنگام مسئولان در چنین مواردی که به دلیل ماهیت شبکه‌ای، رشد انفجاری دارند به هیچ وجه قابل توجیه نیست، اما یک مساله مهم را به ما گوشزد می‌کند: خودمان باید حواسمان به جیب‌مان باشد و قبل از هر سرمایه‌گذاری، جوانب امر را کاملا بسنجیم و از افراد خبره مشاوره بگیریم. به خصوص اگر مثل شرکتی که در اینجا موضوع بحث است، با مجموعه‌ای طرف باشیم که مدعی خارجی‌بودن است، نمایندگی قانونی داخلی ندارد و از این رو در صورت بروز مشکل و کلاهبرداری هیچ پشتوانه حقوقی نیز نداریم.

به موضوع اصلی بحث برگردیم. بعد از مواجهه با شبکه هرمی ودا نت تصمیم گرفتم حتما مصادیق دروغ‌ها و روش کلاهبرداری این شرکت صوری را برای انتشار در وبلاگ (و حتی ارسال به سایت‌های خبری) بنویسم. اما با وجود احساس مسئولیتی که در این زمینه داشتم و حس می‌کردم از این پس من هم به علت عدم تلاش در آگاه‌سازی افراد در فریب‌شان به نوعی مقصر هستم، متاسفانه فرصت انجام این کار تاکنون فراهم نشد. شاید یک دلیلش این باشد که تلاش داشتم کار را خیلی کامل و جامع انجام دهم و این انرژی و وقت آزاد زیادی می‌طلبید که متاسفانه طی دو سه سال اخیر امکانش را ندارم. به هر حال اگرچه تاکنون زمان زیادی گذشته و شاید به نظر نوشدارو بعد از مرگ سهراب بیاید، اما چون بالاخره فرصتی ایجاد شد تصمیم گرفتم یک سری اصول کلی را برای بررسی کلاهبرداری‌های احتمالی و تشخیص شرکت‌های هرمی از غیر هرمی در یک مطلب به صورت خلاصه بیاورم، شاید در آینده به درد کسی بخورد. و طبیعتا چون موردی که من به آن برخورد کردم شرکت ودا نت بود، مدل بررسی را نیز حول همین شرکت می‌آورم.

قبل از شروع خلاصه‌ای از موضوع و مدل فعالیت شرکت هرمی ودانت برای خوانندگانی که با آن آشنا نیستند:

ادامه خواندن “ودا نت – VodeNet: چطور در آینده در دام شرکت‌های هرمی مشابه نیفتیم؟”

*مهم: دوره جدید وبلاگ «مشق آزادگی» (بهار ۱۳۹۸)

– اگر از قبل خواننده «مشق آزادگی» بوده باشید احتمالا می‌دانید که نسخه پیشین آن بر روی «سرویس بلاگ بیان» قرار داشت. حدودا دو سال قبل بود که تصمیم گرفتم وبلاگ را از سرویس بیان به هاست مستقل و CMS وردپرس منتقل کنم. این کار دلایل مختلفی داشت که شاید فصل مشترک همه‌شان نیاز به ابزارهای بیشتر در مدیریت وبلاگ و دیتای آن بود. متاسفانه این جابجایی به آن آسانی که فکر می‌کردم رخ نداد و امکان خروجی گرفتن سر راست از سرویس بلاگ بیان عملا وجود نداشت! اگرچه در زمان انتخاب این سرویس (حدود ۷ سال پیش) چنین گزینه‌ای در منوی سیستم مدیریت بلاگ بیان وجود داشت، اما چندین ماه پیگیری این مساله و برخی مشکلات دیگر سامانه از طریق پشتیبانی نتیجه‌ای نداد و نهایتا متوجه شدم شرکت بیان تمرکز خود را از سامانه بلاگ و پشتیبانی آن برداشته است. نمی‌خواهم بیش از این درباره مشکلات پیش آمده بنویسم، این مساله را به دلیل علاقه‌ای که به مجموعه «بیان» داشتم مستقیما در لینکدین به جناب آقای قدیری (مدیریت شرکت) انتقال دادم. ان شاء الله با تدبیر ایشان و پشتیبانی مناسب در آینده خوش‌نامی سرویس‌های این مجموعه داخلی خدشه‌دار نشود. به موضوع برگردیم؛ خلاصه اینکه روند مهاجرت از سرویس قبل به هاست مستقل از کاری که در آغاز ساده و سرراست بنظر می‌رسید، به فرآیندی همراه با درد و خون‌ریزی تبدیل شد! فرآیندی که مدتی طولانی به درازا کشید و زمان و انرژی زیادی گرفت. برای این کار مجبور شدم از یک پلاگین استفاده کنم و به کمک فید RSS، مطالب وبلاگ قبلی را به وردپرس منتقل کنم. در این روش برخی عکس‌ها منتقل نشد و نظم برخی مطالب نیز به هم خورد. از این رو نیاز شد مجددا پست‌ها یک به یک بررسی و ویرایش شوند. و در پایان با اینکه تلاش شد مطالب قبلی بدون مشکل در بستر جدید نمایش داده شوند، اما در صورتی‌که هرگونه ایرادی مشاهده کردید (عکسی لود نمی‌شد، لینکی شکسته بود یا …) لطفا از طریق پیام به من اطلاع دهید تا اصلاح شود.

دوره جدید وبلاگ مشق آزادگی

– تغییر دیگری که رخ داد آدرس وبلاگ بود که برای یکسان شدن با ID شبکه‌های اجتماعی از rahmanpour.ir به alirahpou.ir تغییر یافت. البته آدرس قبلی نیز بر روی آدرس جدید فوروارد شده و همچنان قابل استفاده است.

– فرآیند انتقال مطالب فرصتی شد تا برخی مطالب قدیمی‌ام را هم مجدد مرور کنم. البته در حالت عادی هم معمولا هر چند وقت یکبار دغدغه‌ها، نوشته‌ها و … سال‌های قبلی‌ام را میبینم و مسیری که طی کرده‌ام را مرور میکنم. اما شاید این بار این مساله با دقت بیشتری اتفاق افتاد، و در نتیجه آن خاطرات مختلفی زنده و نهایتا به تجربه جالبی تبدیل شد. مشاهده برخی تغییرات طی این سال‌ها که حتی در لحن نگارش هم مشهود است یکی از تجربیات جالب این فرآیند بود! (علاقه قبلی‌ام به لحن ادبی در مقابل تمایل کنونی‌ام به ساده‌نویسی)
در این میان و طی اصلاح مطالب برای انتشار در وردپرس، برخی مطالب قدیمی که بعضا به نظرم ارزش محتوایی کمتری داشتند، مربوط به برخی دغدغه‌های مقطعی گذشته بودند، بیش از حد کوتاه یا طولانی بودند و … به صورت پیش‌نویس درآمده و در دوره جدید وبلاگ انتشار نیافت. (این فرآیند در تغییر و بازبینی دسته‌بندی مطالب وبلاگ در آغاز سال ۱۳۹۹ نیز مجددا تکرار شد.)

ادامه خواندن “*مهم: دوره جدید وبلاگ «مشق آزادگی» (بهار ۱۳۹۸)”

چگونه از کسی که با مشکلی مواجه شده حمایت کنیم؟

فرهنگ مردم ما برخلاف برخی کشورها که نسبت به مسایل یکدیگر بی‌تفاوت هستند، طوری است که به محض وقوع مشکلی برای یک نفر، بقیه‌مان تلاش می‌کنیم تا به نوعی به او کمک کنیم. این مساله محدود به نزدیکان‌مان هم نیست و حتی اگر در خیابان هم ببینیم کسی با مشکلی مواجه شده، غالبا برای کمک اقدام می‌کنیم. هر چند شاید این فرهنگ امروزه در برخی مناطق کم‌رنگ‌تر شده، و یا به جای دیدگاه حمایتی، بیشتر سمت و سوی کنجکاوی گرفته باشد (سلفی گرفتن موقع حوادث را که یادتان هست؟)، اما فعلا قصد پرداختن به این جنبه موضوع را ندارم. مساله مهمتری که در بسیاری موارد رخ می‌دهد این است که بعضی از ما در این شرایط (مشکلات شخصی دیگران) با هدف حمایت و خیرخواهی، شیوه رفتاری نادرستی را انتخاب می‌کنیم و ناخواسته موجب تشدید مشکلات می‌شویم!

همذت پنداری و حمایت

اگر در اینترنت درباره شیوه درست حمایت از افراد هنگام مشکلات و ناراحت بودن مقداری جستجو کنید، توصیه‌ها و مقالات زیادی پیدا خواهید کرد. دو اصل پایه‌ای را که به نوعی چکیده غالب این مطالب هم هست در ادامه آورده‌ام:

۱- هنگامی که مشکلی برای فردی رخ میدهد، به جای تلاش برای راه‌حل دادن، نخستین واکنش‌مان باید این باشد که سعی کنیم طرف مقابل را درک کنیم. اما درک کردن یعنی چی؟ بخش مهمش «شنیدن صحبت‌های فرد درباره مساله‌ای است که با آن مواجه است»، همین! حالا اگر فرد با استعدادی در روابط اجتماعی هستیم، احتمالا می‌توانیم با حالات چهره، بیان برخی جملات کوتاه (در حد اینکه «باید سخت باشه»، «تلاش می‌کنم درکت کنم»، «من کنارت هستم، میتونی روم حساب کنی» و …) و حتی لمس فیزیکی (به ویژه در خانم‌ها)، این فرآیند را بهتر انجام بدهیم. ولی لازم است بدانیم صرف گوش دادن خودش بخش بزرگی از فرآیند درک کردن است و الزامی به هیچ کار اضافه‌ای نیست، مخصوصا اگر خوب بلد نباشیم و احتمال بدهیم ممکن است بدتر خراب‌کاری کنیم!

۲- نکته دیگر درباره کاری است که ما ایرانی‌ها به آن علاقه ویژه‌ای داریم: مشاوره دادن و تلاش برای حل مساله! 🙂
خیلی از ما وقتی با فردی مواجه می‌شویم که مشکلی دارد، همان اول سعی می‌کنیم راه‌حل‌هایمان را به او تجویز کنیم! کاری که از چند جنبه اشتباه است:

ادامه خواندن “چگونه از کسی که با مشکلی مواجه شده حمایت کنیم؟”

نوآوری، وظیفه ما در گذار تاریخ

روند تاریخ شبیه مسابقه دوی امدادیه؛ و حالا که نوبت ما رسیده در میدان باشیم، ایجاد رشد اقتصادی-اجتماعی از طریق «نوآوری» یک وظیفه است.
اگر این دغدغه (و اعتبار ناشی از اون) رو به ملت‌های دیگه بسپاریم و خودمون به کپی کردن اکتفا کنیم، یعنی پذیرفته‌ایم در مسیر تاریخ بی‌تاثیر باشیم!

نوآوری، ما، تاریخ

 انگیزه تصمیم‌ها: امید یا ترس؟

– تصمیم‌های ما یا با منشا امید به رشد هستند یا ناشی از ترس. مثلا در مورد انگیزه «مهاجرت کردن»، کفه ترازو یا بیشتر به سمت رشد و ارتقای حرفه‌ای است، یا ترس از فلاکت در صورت ماندن. درباره «مهاجرت نکردن» هم ممکن است انگیزه فرد دنبال کردن یک برنامه رشد باشد، یا ترس از تجربه یک محیط جدید.
– شاید نتوان ادعا کرد تصمیماتی با منشا امید حتما به موفقیت ختم می‌شوند، اما امر واضح این است که تصمیمات با منشا ترس در بهترین حالت اخذ شده‌اند تا وضع موجود حفظ شود و شکستی رخ ندهد؛ اصولا موفقیت و رشد در معادلات آن‌ها نقشی ندارد.
– ممکن است تصمیم دو فرد و یا مجموعه در ظاهر کاملا شبیه، اما منشا و انگیزه‌ای که به آن تصمیم منتهی شده کاملا متفاوت باشد. و این نقشی اساسی در خروجی حاصل دارد. در همان مثال مهاجرت، خروجی قابل انتظار از فردی که با امید دنبال کردن برنامه‌ای خاص تصمیم به مهاجرت گرفته را مقایسه کنید با فردی که از ترس فلاکت فرار کرده است.
– ‏از منظر مذهبی هم دینداری مبتنی بر امید و «توکل» است (هرچند شاید کمی لوکس بنظر برسد!) و در مقابل ناامیدی بزرگترین گناه و با منشا شیطانی: «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ… وَاللَّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَ فَضْلًا …»: شیطان از فقر می‌ترساند، و خدا فضلش را وعده میدهد.
– آیا همیشه می‌توان مبتنی بر امید تصمیم گرفت؟ در بعد اجتماعی شاید پای شاخص‌های دیگری همچون اعتماد هم وسط باشد، اما در بعد فردی احتمالا در هر موقعیتی که فرصت فکر کردن باشد، عقل انسان می‌تواند با رویکرد «رشد و امید» تصمیم بگیرد.

همین پست در اینستا: https://www.instagram.com/p/Boy3K3dHycV