تجربه کارگاه مذاکره + تست MBTI

۱- نمیدونم چرا تو مدرسه‌ها (و البته بعد بصورت تخصصی‌تر در دانشگاه) سعی کردن بهمون اسم رشته‌کوه‌های دنیا، سلسله‌های پادشاهی و … رو با جزئیات و سال به سال یاد بدن، اما هیچ درسی درباره مهارت‌های ارتباطی و همسو کردن منافع نبود، درباره مسایل اولیه حقوقی چیزی بهمون یاد ندادن، بهمون نگفتن چرخ‌های تجارت چطور کار میکنه و میچرخه، نگفتن روش‌های مدیریت پروژه و کار چجوریه و … . اکثر ما احتمالا هیچ‌وقت به رشته کوه‌های راکی نخواهیم رفت، و شاید دومین شاه سلسله ساسانی فقط در بیست سوالی بدردمون بخوره، اما قطعا هر نقشی در زندگی شخصی و حرفه‌ای داشته باشیم، با این مهارت‌ها سر و کار داریم. کمک کنیم نسل بعد مهارت‌هایی که واقعا بهش نیاز دارن رو به وقتش یاد بگیرن، و البته خودمون هم در هر فرصتی تونستیم یاد بگیریم.

کارگاه مذاکره کافه آی تیhttps://www.instagram.com/p/BLx7o7pg_Hc

تصویر از اولین جلسه کارگاه مذاکره ۲۰ta30 در IT Cafe که از لحاظ یادگیری و fun همزمان و ترکیب تئوری و عملی یکی از تجربه‌های خوبم بود. (عکس از @_itcafe_)

۲- تست MBTI (ام.بی.تی.آی) بر خلاف برخی تست‌های زرد که این روزها رواج یافته، یک تست علمی در روانشناسی است که انجامش برای خودشناسی بیشتر از سوی اهل علم هم توصیه میشه.
از طرفی خیلی از تفاوت‌ها/اختلافات ما با همدیگه در حقیقت بدلیل ویژگی‌های شخصیتی متفاوته که درک و پذیرش این مساله میتونه در ایجاد تعاملات بهتر هم کاملا موثر باشه.
ممنون از @mimnajafi و تیم ۲۰ta30 که آخر سر با شرطی که گذاشتن مجبورمون کردن تا تنبلی رو کنار بذاریم و این تست ۳۰ دقیقه‌ای رو انجام بدیم! 🙂
اگر شما هم هنوز این کار رو نکردید، حتما انجامش بدید. در پاسخ‌ها سعی کنید واقعیات (و نه ایده‌آل‌هاتون) رو انتخاب و توجه کنید که به هیچ وجه بحث صحیح یا غلط در اینجا مطرح نیست. یک اقدام جالب بعد از تست هم احتمالا میتونه این باشه که لیست مشاهیر با تیپ شخصیتی مشابهتون رو مرور کنید.
پانوشت: طبیعتا انجام تست اینچنینی امکان خطا هم دارد و در بهترین حالت، باز هم نتایج نسبی است. بطور خاص حداقل در مورد برخی جنبه‌های نتایج بدست‌آمده خودم این نسبیت رو به‌وضوح درک می‌کنم 🙂 بهتره تستی بدید که عدد مربوط به هر یک از جنبه‌ها رو هم بده تا بتونید بهتر سبک-‌سنگین کنید.

تحکیم روابط: مهارت مدیریت اختلافات، موثرتر از میزان شباهت‌ها

شاید “اختلاف” را بتوان طبیعی‌ترین و بدیهی‌ترین جزء از هر نوع “ارتباطی” دانست، که چگونگی مدیریت آن نیز معمولا پرچالش‌ترین بخش هر ارتباط است. از آنجایی‌که ارتباطات اجتماعی یکی از بنیانی‌ترین ابعاد زندگی انسان است، مدیریت مناسب این اختلافات را نیز می‌توان یکی از مهمترین وظایف هر انسان در دوران زندگی‌اش دانست. فرقی نمی‌کند که این ارتباط در چه سطحی باشد: بین دو دوست در رابطه دوستی‌شان،‌ بین مرد و زن در روابط خانوادگی‌شان، بین دو همکار در رابطه کاری، بین دو حزب در ارتباطات سیاسی و یا از منظر دو دین پیرامون کل زندگی! مهم این است که بدانیم هر جایی ارتباطی هست، حتما اختلافی هم خواهد بود.
بیایید مروری داشته باشیم به این “اختلافات” در حوزه دین و آیین. با نگاهی به دنیای امروز می‌توان اختلافاتی که ناشی از نگاه متفاوت ادیان به برخی مسایل زندگی است را مشاهده کرد. اختلافاتی که متاسفانه بعضا به درگیری‌های خونین نیز انجامیده. در حالی‌که اگر منطقی‌تر نگاه کنیم، موارد اشتراک بسیار بیشتر از موارد اختلاف است، اما مدیریت ناصحیح این اختلافات،‌ چه توسط خواص (که بنا بر آنچه در ادامه بحث خواهیم کرد، به نظر پر اهمیت‌تر می‌رسد) و چه توسط عوام، منجر به تمرکز روی اختلافات – تقریبا در تمام طول تاریخ – و بروز حوادث غم‌باری شده است. و وقتی بخواهی روی اختلافات تمرکز کنی و به جای همگرایی مسیر واگرایی را بپویی، همان‌طور که در ابتدا نیز اشاره شد، همیشه نقطه افتراقی پیدا خواهد شد. طبیعی است که این اختلافات در هر یک از مذاهب یک دین، فِرَق یک مذهب، دیدگاه‌های مختلف علمای یک فرقه نیز وجود خواهند داشت و چنانچه درست مدیریت نشوند، آسیب‌زا خواهند بود. همان‌طور که متاسفانه هم‌اکنون در منطقه و میان مسلمانان شاهدش هستیم.
وقتی به درگیری‌های سیاسی (و بعضا اجتماعی) تاریخ نگاه می‌کنی، چه معاصرهایشان و چه آن دسته که در گذشته دور رخ داده‌اند، غالبا یک شکاف باریک بین خواص جامعه را می‌بینی که هر چه بیشتر به سطوح عمومی جامعه کشیده شده‌،‌ عمیق و عمیق‌تر شده است. اختلافات سیاسی ۳۵ سال گذشته را در ذهنتان مرور کنید. به نظر می‌رسد بسیاری (یا حداقل برخی) از آن‌ها در صورتی که پیش از کشیده شدن به سطح جامعه، میان طرفین به بحث گذاشته می‌شد،‌ به آن دسته از اتفاقات ناگواری که شاهدش بودیم منتهی نمی‌شد. از طرفی این روند دو سویه است: وقتی اختلافات کوچک در سطوح بالا،‌ به بخش‌های عمومی‌تر کشیده شده و احساسات جامعه منجر به عمیق‌تر شدن اختلافات و ایجاد فضایی دوقطبی ‌شود، این فضا روی خواص نیز تاثیر گذاشته (و تحریک میل به قدرت نیز در این مساله بی‌تاثیر نیست،) منجر به دور شدن آن‌ها از یکدیگر و بسته شدن روزنه‌های گفتگو می‌شود. برای این مورد نیز می‌توان نمونه‌های بسیاری آورد، ‌از جمله وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری.
با دقت در آیات قرآن،‌ به ویژه آن دسته که به نقل داستان دعوت پیامبران و روایت زندگی اقوام گذشته پرداخته، این مساله را در آن‌ها نیز مشهود می‌یابیم. از این رو شاید بتوان یکی از پایه‌ا‌ی‌ترین و موثرترین عوامل در خوشبختی و بدبختی فرد و ملت را نیز همین برخورد مناسب با موارد اختلافی دانست. چنانچه مشاهده می‌شود بسیاری از کسانی‌که در طول تاریخ، به دلایلی روش مصلحین زمان برایشان قابل درک نبوده، اما در رابطه‌شان با مصلحین نیز دچار خودخواهی و لج‌بازی نشده‌اند، در آخر توانسته‌اند مسیر رستگاری را یافته و آن را بپویند.

مهارت تحمل یکدیگر!

به نظر می‌رسد، جدای از اینکه درباره چه نوع ارتباطی صحبت می‌کنیم، بیش از میزان شباهت‌هایمان، این شعور و قدرت مدیریت ما هنگام رویارویی با زمینه‌های مورد اختلاف است که منجر به شکل‌گیری یک رابطه موفق و نتیجه‌بخش می‌شود. از همین رو است که بعضا با یک دوست، بیشتر احساس همدلی داریم تا با یک هم‌خون. یا با یک فرد اهل سنت، بیشتر احساس نزدیکی می‌کنیم تا با یک هم‌مذهب. اگرچه با وی نقاط مشترک کمتری داریم، اما بهتر قادریم در زمینه‌های مورد اختلاف یکدیگر را درک کنیم، در حالیکه ممکن است با دیگری که نقاط اشتراک بیشتری داریم، نتوانیم روی نقاط اختلاف کوچکترمان به درک متقابل برسیم.

پانوشت:
– شخصا حس می‌کنم (حسی که به نظر، دور از روح آیات و روایات نیست) کسب مهارت مدیریت اختلافات و رسیدن به یک درک متقابل در ارتباطات انسانی، از مهمترین وظایف یا حتی اهداف زندگی انسان‌هاست. مساله‌ای که قطعا ساده نبوده و کسب آن نیازمند صرف انرژی و تلاش است.
– انگیزه‌ام برای نوشتن این پست، برخی گروه‌های هم‌مذهب (مثل آیت الله شیرازی در عراق) و هم‌جریان سیاسی بودند که غالبا بر روی نقاط اختلاف تمرکز می‌کنند و با وجود شباهت‌ها، بعضا احساس می‌کنم بسیار با آن‌ها فاصله دارم. همچنین برخی افراد ناسازگار در میان اقوام و آشنایان.
– اینکه چگونه بتوان در عین حفظ مواضع، در اختلافات سازگار بود، می‌شود همان “هنر” مدیریت اختلافات.
– در جستجوی گفتمانی برای “گفتمان” … این عنوان دیگری است که می‌شد روی مطلب گذاشت.