نگاهی به ۲۰ سال پیشگویی گارتنر

چرخه هایپ گارتنر (Gartner Hype Cycle‌ که برخی آن را چرخه تب تکنولوژی هم ترجمه کرده‌اند)، برای اغلب دوستداران فناوری مفهومی آشناست.
سال‌هاست هر جا می‌خواهند از وضعیت یک فناوری در حال و آینده حرف بزنند، چرخه گارتنر یکی از اصلی‌ترین مرجع‌هاست. آن‌قدر که تصویر این چرخه دیگر پای ثابت اسلایدهای مشاوران، مدیران، کارآفرینان و سرمایه‌گذاران شده است.

مدتی پیش اینفوگرافیکی دیدم که فناوری‌هایی را که طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸ روی قله چرخه گارتنر بوده‌اند، یک‌جا و کنار هم جمع کرده بود.
البته تحلیل خلاصه‌ و مفیدی هم همراه این اینفوگرافیک Visual Capitalist بود که لینک آن را به همراه یک بررسی جالب دیگر، در پایین همین مطلب گذاشته‌ام. اما به‌نظرم بهتر است هر کدام‌مان در ابتدا بدون خواندن هر تحلیل و نظری، صرفا از زاویه خودمان، سال به سال این چرخه را ببینیم.

روند ۲۰ ساله فناوری‌ها در منحنی گارتنر (چرخه هایپ گارتنر)
برای مشاهده تصویر باکیفیت‌تر، روی آن کلیک کنید.

مرور فناوری‌هایی که طی این ۲۰ سال در قله این چرخه بوده‌اند، چه آن‌ها که مطابق مسیر پیش‌بینی‌شده گارتنر رشد کرده‌اند، و چه آن‌ها که تا بلوغ و یا سقوط، مسیر متفاوتی را رفته‌اند، کلی نکته و درس با خودش دارد؛ برخی از این نکات درباره خود فناوری‌هاست، و برخی دیگر درباره میزان اتکاپذیری پیش‌بینی‌ها. و البته جدای از این، مرور ۲۰ ساله فناوری‌ها قطعا یک حس نوستالوژیک هم برایتان به همراه خواهد داشت!

🔸 پانوشت:

  • اینفوگرافیک بالا را به همراه تحلیل خلاصه آن می‌توانید مستقیما از این لینک در سایت Visual Capitalist ببینید. همچنین بررسی دیگری که بر روی روند ۲۰ ساله منحنی گارتنر انجام‌شده است را نیز می‌توانید از اینجا بخوانید.
  • در این مطلب به معرفی خود چرخه هایپ گارتنر نپرداختیم. هر چند معرفی کلی آن در بخش بالای اینفوگرافیک معرفی‌شده هم آمده، اما برای آشنایی بیشتر با این چرخه، کافی است عبارت انگلیسی Gartner Hype Cycle‌ یا معادل فارسی آن را گوگل کنید، صفحات متعددی به‌طور مفصل به معرفی این چرخه پرداخته‌اند.

کار سخت کمال‌گراها!

بدون شک یکی از کلیدی‌ترین جنبه‌ها در فرآیند توسعه محصولات عالی، رعایت تناسب بین «کمال‌گرایی» و «زمان ارایه» محصول در بازاره.
اما چرا با وجود اینکه طی سال‌های اخیر زیاد به این موضوع پرداخته شده، همچنان یکی از مهمترین پاشنه آشیل‌های محصولات (و سرویس‌های) جدید، همین مساله است؟ پیچیدگی این موضوع از کجا نشأت میگیره؟

کار سخت کمالگراها یا چطور کمالگرایی منفی رو کنترل کنیم

درس‌آموخته‌های من در این زمینه فعلا این‌هاست:
🔸اول اینکه بسته به نوع محصول و صنعت مربوطه، نقطه‌ای که این تناسب در اون برقرار میشه متفاوته؛ و به‌نظر میرسه پیدا کردن این نقطه علاوه بر هوش و استعداد، نتیجه علم، تجربه و خِرَد کسب‌وکاری است که به مرور و طی مسیر، در وجود افراد ته‌نشین میشه. هر چند در آینده روش‌های تحلیل‌داده هم میتونن به علمی‌تر شدن این فرآیند کمک کنن، اما همچنان فرمول طلایی‌ای برای اون وجود نداره. به عبارتی در اغلب موارد تا پیش از مشخص شدن نتیجه، نمیشه درباره درست یا غلط بودن «اجتهاد» انجام‌شده قضاوت کرد.
🔸از سوی دیگه، کمالگرایی یک ویژگی شخصیتیه که الزاما همیشه منطق فرد بهش غلبه پیدا نمیکنه و به صورت خودآگاه به کنترل فرد در نمیاد! و اگر شما هم دچارش بوده یا باهاش مواجه شده باشید، قطعا تایید می‌کنید که در صورت عدم کنترل میتونه به‌جای «یک موهبت با تاثیر خارق‌العاده‌ی مثبت»، بالعکس، حتی آسیب‌زا و منفی باشه!

اغراق نیست اگر مهمترین نقطه تمایز محصولاتی که تحول‌آفرین بودند با سایر هم‌نوعانشون رو «افراد کمال‌گرایی» بدونیم که در نقطه مناسبی تصمیم گرفتن کوتاه بیان و محصول رو به دست بقیه برسونن؛ نقطه‌ای که بنا بر طبع کمال‌گراشون طبیعتا اون‌قدر زود نبوده که محصولشون هنوز یک چیز ضعیف یا عادی باشه؛ و البته اون‌قدر دیر هم نبوده که دیگه منابع یا فضایی برای عرضه محصول باقی نمونده باشه!

✍️پانوشت:

  • هر چند این مطلب با دید کسب‌و‌کاری نوشته شده، اما میشه با جاگذاری «اثر» به جای «محصول»، اون رو به حوزه‌های دیگه هم تعمیم داد.
  • تصویر پایین حاوی نکاتیه که میتونن کمک کنند تا کمال‌گرایی رو به صورت مثبت به‌کار بگیریم. البته که من شاید کمی با لحنش موافق نباشم، چون ممکنه این برداشت ازش بشه که باید کمال‌گرایی رو به چیز دیگری تبدیل کنید 🙂 به‌نظر می‌رسه مدیریت و کنترل کردن کمال‌گرایی چیزیه که در عمل بهش نیازش داریم.
چطور کمالگرایی منفی رو کنترل کنیم
چطور کمالگرایی منفی رو کنترل کنیم

چرا ایران؟ (توسعه محلی و جهانی: نقش ما در ایجاد تناسب میان این دو)

این نوشته متشکل از مجموعه استوری‌هایی است که آبان ماه ۱۳۹۸ در اینستاگرام منتشر شد. نظرات مخاطبان هم در نگارش و تکمیل آن نقش داشت و در نهایت به‌نظرم رسید خوب است که در قالب یک مطلب در وبلاگ هم قرار بگیرد.

  • نقطه شروع بحث پرسیدن یک سوال بود که نتیجه‌اش رو در ادامه می‌بینید:
چرا ایران؟
  • چیزی که واضحه اینه که وقتی درآمد همه مردم چهار برابر بشه، رشد اقتصادی بالاتر خواهد بود. به این ترتیب مسئولان هم میتونن در آمارها اعداد و ارقام بهتری رو به عنوان دستاورد و رکورد نمایش بدن.
    اما دلیل اینکه اغلبمون مورد دوم رو بهتر میدونیم اینه که صرف «رشد اقتصادی و GDP بالا»، بدون رعایت توازن و تناسب، الزاما زندگی بهتری رو به ارمغان نمیاره. دلایل این مساله هم متعدده که در استوری‌های قبل برخی‌اش رو دیدیم. این مساله اون‌قدر پذیرفته شده است که شاخصی به نام «ضریب جینی» هم به عنوان یکی از پارامترهای مهم توسعه سالم اقتصادی سنجیده میشه و اکثرمون باهاش آشناییم.
    البته این هم باید در نظر گرفت که چون در بسیاری موارد این موضوع با کلیدواژه عدالت بهانه‌ای بوده برای اجرای سیاست‌های پوپولیستی، یا دولتی کردن اقتصاد و … بعضی‌هامون ممکنه کلا ازش صرف نظر کنیم.
  • اما موضوعی که من میخوام از نتایج این بحث استفاده کنم، رابطه #توسعه و #فناوری است. ما و خیلی از افراد دیگری که در حوزه فناوری کار میکنیم، بعد از مدتی مدام از سوی دیگران با این سوال مواجه میشیم که:

چرا ایران!؟

ادامه خواندن “چرا ایران؟ (توسعه محلی و جهانی: نقش ما در ایجاد تناسب میان این دو)”

راهنمای حفاظت از امنیت اطلاعات در شرایط دورکاری

‏هرچند شیوه ‎دوکاری در ایام شیوع ‎کرونا ضروریه، ولی در صورت عدم رعایت یک سری نکات ساده، ممکنه شرکت‌ها و سازمان‌ها رو با ریسک‌های ‎امنیتی مواجه کنه.
به همین دلیل در ‎لینکپ مجموعه‌ای از این نکات رو گردآوری و برای استفاده دیگران، به صورت عمومی منتشرش کردیم.
‏از این لینک می‌تونید فایل PDF رو دانلود کنید؛ و یا به صفحه‌ای برید که متن (Text) در اون قرار گرفته و میشه در تم شرکت خودتون ببریدش.

نکته مهم اینه که این نکات باید توسط همه رعایت بشن. بنابراین لازمه در تیم درباره‌شون صحبت و ابهامات برای همه رفع بشه.

در ادامه مقدمه این داکیومنت آمده.

امنیت در زمان دورکاری

اگرچه پیش‌تر نیز شیوه دورکاری در برخی مجموعه‌ها (از جمله لینکپ) به صورت محدود مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما این روزها بیشتر شرکت‌ها و سازمان‌ها برای حفظ سلامتی همکاران خود در مقابل ویروس کرونا (COVID-19) روش دورکاری را انتخاب کرده‌اند. از سوی دیگر ضرورت دورکاری در این ایام نباید ما را از لحاظ‌کردن چارچوب‌های امنیت IT متناسب با شرایط جدید غافل کند.
در این مستند که ساختار کلی آن بر مبنای فایل راهنمای شرکت امنیتی SANS با عنوان “Top 5 Steps to Securely Work from Home” و همچنین به‌کارگیری برخی مطالب دیگر از جمله توصیه‌هایی از رمزنگار شهیر، Bruce Schneier آماده شده، برخی نکات مهم امنیتی که لازم است در این شرایط مورد توجه قرار گیرد مرور شده است.
همچنین از آنجاکه رعایت این نکات در شرایط کنونی مورد نیاز همکاران سایر سازمان‌ها و شرکت‌ها نیز هست، تصمیم گرفتیم آن را به صورت عمومی منتشر کنیم.

تجربه کارگاه مذاکره + تست MBTI

۱- نمیدونم چرا تو مدرسه‌ها (و البته بعد بصورت تخصصی‌تر در دانشگاه) سعی کردن بهمون اسم رشته‌کوه‌های دنیا، سلسله‌های پادشاهی و … رو با جزئیات و سال به سال یاد بدن، اما هیچ درسی درباره مهارت‌های ارتباطی و همسو کردن منافع نبود، درباره مسایل اولیه حقوقی چیزی بهمون یاد ندادن، بهمون نگفتن چرخ‌های تجارت چطور کار میکنه و میچرخه، نگفتن روش‌های مدیریت پروژه و کار چجوریه و … . اکثر ما احتمالا هیچ‌وقت به رشته کوه‌های راکی نخواهیم رفت، و شاید دومین شاه سلسله ساسانی فقط در بیست سوالی بدردمون بخوره، اما قطعا هر نقشی در زندگی شخصی و حرفه‌ای داشته باشیم، با این مهارت‌ها سر و کار داریم. کمک کنیم نسل بعد مهارت‌هایی که واقعا بهش نیاز دارن رو به وقتش یاد بگیرن، و البته خودمون هم در هر فرصتی تونستیم یاد بگیریم.

کارگاه مذاکره کافه آی تیhttps://www.instagram.com/p/BLx7o7pg_Hc

تصویر از اولین جلسه کارگاه مذاکره ۲۰ta30 در IT Cafe که از لحاظ یادگیری و fun همزمان و ترکیب تئوری و عملی یکی از تجربه‌های خوبم بود. (عکس از @_itcafe_)

۲- تست MBTI (ام.بی.تی.آی) بر خلاف برخی تست‌های زرد که این روزها رواج یافته، یک تست علمی در روانشناسی است که انجامش برای خودشناسی بیشتر از سوی اهل علم هم توصیه میشه.
از طرفی خیلی از تفاوت‌ها/اختلافات ما با همدیگه در حقیقت بدلیل ویژگی‌های شخصیتی متفاوته که درک و پذیرش این مساله میتونه در ایجاد تعاملات بهتر هم کاملا موثر باشه.
ممنون از @mimnajafi و تیم ۲۰ta30 که آخر سر با شرطی که گذاشتن مجبورمون کردن تا تنبلی رو کنار بذاریم و این تست ۳۰ دقیقه‌ای رو انجام بدیم! 🙂
اگر شما هم هنوز این کار رو نکردید، حتما انجامش بدید. در پاسخ‌ها سعی کنید واقعیات (و نه ایده‌آل‌هاتون) رو انتخاب و توجه کنید که به هیچ وجه بحث صحیح یا غلط در اینجا مطرح نیست. یک اقدام جالب بعد از تست هم احتمالا میتونه این باشه که لیست مشاهیر با تیپ شخصیتی مشابهتون رو مرور کنید.
پانوشت: طبیعتا انجام تست اینچنینی امکان خطا هم دارد و در بهترین حالت، باز هم نتایج نسبی است. بطور خاص حداقل در مورد برخی جنبه‌های نتایج بدست‌آمده خودم این نسبیت رو به‌وضوح درک می‌کنم 🙂 بهتره تستی بدید که عدد مربوط به هر یک از جنبه‌ها رو هم بده تا بتونید بهتر سبک-‌سنگین کنید.

نوپای ناب و مهندسی ناب

– اگرچه پیش‌تر با مفاهیم اساسی «نوپای ناب» (یا استارتاپ ناب، Lean Startup) نسبتا آشنا بودم، اما بالاخره فرصتی دست داد تا بنشینم پای مطالعه بخش‌های مانده کتاب اریک ریز و تمامش کنم. از یک طرف ناراحتم که چرا دیر این اتفاق افتاد، و از طرف دیگر فکر می‌کنم شاید همین دیر خواندن باعث شد برخی مسایلی که در کتاب مطرح شده برایم ملموس‌تر باشد و از طرفی محک بهتری برای قیاس راهبرد ارایه‌شده با روش سنتی داشته باشم.

– درباره کتاب باز هم در بخش بعدی می‌گویم، اما جمله‌ای در جمع‌بندی پایانی کتاب آمده بود که بهانه‌ای شد برای این نوشتن این مطلب: «برای اینکه همه انقلاب‌های مدیریتی قبلی توسط مهندسان رهبری شده است دلیلی وجود دارد: مدیریت، مهندسی سیستم‌های انسانی است.»

مهندس ناب - نوپای ناب

این جمله از آن جهت برایم جالب بود که پیش‌تر و درباره برخی مسایل نسبتا بی‌ربط دیگر نیز حسش کرده بودم. مثلا در برخی از رمان‌ها و فیلم‌ها به نظرم همان‌قدر که هنر و تخیل موجود در داستان زیباست، شیوه سازماندهی‌اش نیز ستودنی است. و از زاویه دیگر، در بسیاری از محصولات مهندسی تولید شده نیز همان‌قدر که کاربردی بودن و ساخت خوبش مهم است، معماری مناسب و نوآوری آن است که موجب جذب مردم و ایجاد تجربه کاربری لذت‌بخش می‌شود.

ادامه خواندن “نوپای ناب و مهندسی ناب”

مروری بر وضع تحریم‌ها‌ و شرایط پسابرجام

این روزها مجددا بحث درباره برجام و تحریم‌ها داغ شده، البته این بار با موضوعی جدید: آیا تحریم‌ها واقعا لغو شده یا خیر!؟

قطعا خیلی‌ها هستند که بهتر از من بتوانند در این‌باره نظر دهند، اما با توجه به بحث‌هایی که بعضا میشود و سوالی که برخی دوستان می‌پرسند، بد ندیدم جمع‌بندی‌ای از برخی تجربه‌های شخصی و در مقیاس کوچکی فعالیت‌هایمان را بگویم.

– احتمالا هر کس در حوزه‌های روز و فناورانه فعال باشد و حداقل در فروم‌ها، شبکه‌های اجتماعی حرفه‌ای مثل لینکدین و … عضو بوده و گه‌گاه ایمیلی به شرکت/فرد خارجی ارسال کرده باشد، تفاوت قبل و بعد از برجام را در اتمسفر و جو ارتباطات حرفه‌ای و بین‌المللی‌اش لمس کرده‌. نوع این تغییر هم یک تغییر ۹۰ درجه‌ای (از بی‌تفاوتی به اشتیاق) نیست، بلکه یک تغییر ۱۸۰ درجه‌ای از ترس و نادیده‌گرفتن به اشتیاق است. برای مجموعه کوچک ما هم موارد زیادی در تایید این سخن رخ داده؛ پیش‌تر هم درباره یکی‌ نمونه‌اش گفته بودم.

ادامه خواندن “مروری بر وضع تحریم‌ها‌ و شرایط پسابرجام”

«شتاب»زدگی در قرن بیست‌و‌یکم

در ادامه پست‌های قرن بیست‌و‌یکم‌شناسی‌م(!) (که قبلی‌اش را با موضوع فردزدگی، اینجا نوشته‌ام)، جا دارد یادی کنیم از دیگر آسیب مهم زندگی مدرن: «شتاب‌زدگی» و تعجیل برای رسیدن به اهداف! البته ریشه این آسیب احتمالا به قدمت تاریخ بشر است (خلق الانسان من عجل)، اما به نظر می‌رسد این شتاب‌زدگی یکی از مولفه‌های اصلی دوران مدرن و پست‌مدرن باشد و از این رو در سال‌های اخیر، بیش از پیش اگزجره و اغراق‌شده در حال رخ دادن هست؛ بطوری که حتی بین دو نسل متوالی هم میشود تفاوتش را احساس کرد.

طبیعتا آن قسم از افزایش سرعت در حرکت که حقیقی است (حالا یا در اثر ساده‌شدن برخی کارها که با توسعه فناوری میسر شده، یا بدلیل استعداد بالای شخصی و یا …)، خیلی هم خوب و عالی است. اما قسم اعظمی که به نظر میرسد صرفا ناشی از سبک زندگی پر شتاب مدرن و فراتر از چیزی است که در حقیقت و با توجه به توان موجود از دست انسان بر می‌آید، قطعا خوب نیست! نه اینکه الزاما به نتیجه نمی‌رسد (که احتمالا نمی‌رسد!)، بلکه چون حتی اگر هم به نتیجه برسد، بدلیل طی نشدن پله‌هایی که طبیعت مسیر می‌طلبیده و آموخته‌هایی که این طی مسیر به همراه داشته‌، نهایتا حفره‌هایی در شخصیت فرد باقی می‌ماند که پر کردنشان هر چه جلوتر می‌رویم سخت‌تر می‌شود. البته به نوعی یک Trade off است و حتما این مساله مزایای هم دارد؛ و حتی اگر آن فرد، آدم باجنبه‌ای باشد و جاهای خالی را فراموش نکند، میتواند بعدا تاحدی جبرانشان کند، اما احتمالا کمی مشکل‌تر از مسیری که می‌شد به حالت طبیعی و ذیل فرآیندی جامع‌تر (و نه تک‌بعدی) طی گردد.

شتابزدکی در قرن بیست و یکم

پانوشت:
– جالب اینجاست این مساله که انسان مدرن تا این حد گرفتارش شده، به طور سنتی و در اکثر فرهنگ‌ها بدیهی و نکوهیده است! البته شاید برای خیلی از ما هم بدیهی به نظر برسد، اما واقعیت این است که بسیاری‌مان در سبک زندگی دچارش شده‌ایم. شاید هم این مساله از همان «ترس فلج‌کننده از Loser شدن» ناشی شده است.
– طبیعتا این مطلب هم مثل سایر پست‌های وبلاگ (و احتمالا، مثل هر نوشته‌ای) دغدغه ذهنی نویسنده‌اش و از جنس «تذکر» و «اوصیکم و نفسی» بود! 🙂
– برخی مطالب دیگر وبلاگ که بخش‌هایی‌اش به این موضوع مرتبط است، برای مطالعه بیشتر:
اندر حکایت مدیران جرثقیلی
درباره بحث‌های این روزهای جریان استارتاپی در ایران

انسان الگو، انسان شاخص و انسان ستاره