اخلاق، یک لایه مضاعف برای سازوکارهای بشری

اگر هر بار برای عبور از آب انتظار معجزه و عصای موسایی داشته باشی، بعد از مدتی هم دنیات تباه میشه و هم ایمانت.

اخلاق و معنویت هم به منزله یک لایه مضاعف برای سازوکارهای بشری توسعه مطرح است، نه جایگزین همه آن‌ها!
اخلاق جای شفافیت را نمی‌گیرد.

مردم‌سالاری؛ دموکراسی و دین

– از زمانی که یادمونه، اولین و مهمترین توصیه بزرگان رعایت حق الناس بوده و اینکه خدا از هر چیز بگذره از حق‌الناس نمیگذره.
و کجا بیشتر از حاکمیت با حق‌الناس و بیت‌المال سر و کار داره؟ و با این حساب، آیا سپردن حداکثری امور و تصمیم‌گیری‌ها به خود مردم در نظام اسلامی، نشانه خرد و خداترسی حاکمان نیست؟ (حتی اگر نتیجه‌ش اشتباه باشه، شرع تا چه حد این حق رو به ما میده که کسی رو به زور از اشتباه‌کردن بازداریم!؟ و آیا وظیفه و هنر اصلی یک مرحله قبل و ترغیب مردم به مسیر درست نیست؟)
– نظام اسلامی، نه برای ژست دموکراسی، که به اقتضای اسلامی‌بودنش باید مردم‌سالار باشه و یکی از مهمترین نشانه‌های مردم‌سالاری، شفافیت (در امور و دخل و خرج‌ها) و پاسخگویی به مردم، به عنوان کارفرمای حکومته. و آیا خلاف این غش در معامله نیست!؟
– از هر مجموعه‌ای که در قدرت قرار میگیره، حداقل انتظار اینه که تحمل نقد شدن (یا حتی فحش‌شنیدن) رو داشته باشه (اگرچه مخالفان در اقلیت باشند یا اشتباه کنند)؛ و اصولا اگر به هر دلیلی (مثل حفظ تقدس یا …) نمیتونه بپذیره، نباید از ابتدا کلید بیت‌المال رو دست بگیره.
– حفاظت از ارزش‌ها تنها با حضور فعال بخش قابل توجهی از جامعه ممکنه، و تجربه جنبش‌های متعدد در سده‌های اخیر نشان داده نهادهای بسته‌ای که برای حفاظت از ارزش‌ها و … تشکیل میشن، به شدت با این تهدید مواجه هستند که رفته‌رفته خود را معادل ارزش‌ها بگیرند و ماموریتشان به جای حفاظت از ارزش‌ها، به حفاظت از منافعشان تغییر کنه.
– اولین گام برای حل مشکل، دیدنشه. و برای درست دیدن ابتدا باید از حاشیه امن ذهنی بیرون اومد و به استقبال مشکلات رفت، قبل از اینکه دیر بشه. خدا با هیچ‌کس عقد اخوت نبسته.

مردمسالاری دموکراسی دین ایران

پانوشت:
– طبعا مردمسالاری هم اصولی داره که عدم رعایتش میشه استبداد اکثریت، چیزی که متاسفانه ما در اون مهارت داریم! مثلا شهرهامون برای معلولین و افراد کم‌توان مناسب‌سازی نمیشه، چون در اقلیت هستند، و قس علی هذا … .
– اوصیکم و نفسی به مرور دائم متن سخنرانی ۸ خرداد ۱۳۵۸ حضرت امام در جمع مردم قم و با محوریت «خطر مخدوش شدن چهره اسلام – لزوم مراقبت مردم از مسئولان نظام جمهوری اسلامی» (صحیفه امام خمینی » جلد ۸ » صفحات ۱ تا ۷)
همین مطلب در اینستای من: https://www.instagram.com/p/Beqf8rpHCfa

کتاب «هفت روایت خصوصی» از زندگی امام موسی صدر

در سده‌ای که بیشتر تلاش‌ها برای این است که انسان فراموش کند، گهگاه افرادی پیدا می‌شوند که حضورشان خواب را از سر آدم‌ها می‌پراند!
ممکن است این افراد بخاطر طبع، زمان و یا مکان خاص‌شان با هم تفاوت‌هایی داشته باشند. مثلا یکی‌شان بیشتر جلوه‌ای از رحمانیت حق باشد و دیگری جلوه‌ای از منتقم‌بودن او، اما وجه اشتراک مهمی دارند که کمک می‌کند بفهمی از یکجا آمده‌اند: صلابت کلام و برق نگاهشان وقتی می‌خواهند نشان دهند انسان تا کجا می‌تواند (و باید) برود … .

کتاب هفت روایت خصوصی از زندگی امام موسی صدرکتاب «۷ روایت خصوصی» بیشتر به جنبه‌های خانوادگی زندگی سید موسی صدر پرداخته است. و حبیبه جعفریان، همان‌طور که از او انتظار می‌رود، این کار را خیلی خوب انجام داده. هر چند اگر هدف از مطالعه آشنایی جامع با امام موسی صدر باشد احتمالا این کتاب انتخاب خوبی نیست.
پانوشت: قصه زندگی برخی شخصیت‌های تاریخ معاصر توسط افراد مختلف با حب و بغض نقل شده، و این یعنی برای آشنایی با داستان واقعی‌شان باید روایت‌های مختلف را خواند و عین تکه‌های پازل کنار هم چید.

لینک این مطلب در اینستا: https://www.instagram.com/p/BdTab9vHTbz

سلام بر حر

عبای خویش بر سر کشیده طوری آمد که حضرت او را نشناسد. خود را بر سر قدم‌های حسین انداخت، عرضه داشت: یابن رسول الله از تقصیر من درگذر …
و سپس شدیدا گریه کرد.
امام فرمود: «ارفع رأسک یا شیخ!» … سرت را بالا بیاور!
حر عرضه داشت: آیا توبه من پذیرفته است؟
امام فرمود: بلی، خدا توبه تو را قبول خواهد فرمود.

*****

عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِکَ / فَلیحسن العَفو مِن عِندک

اثر عمل قوی‌تر از اندیشه

– اثر عمل قوی‌تر از اندیشه است؛ و اصولا بعد یه مدت کم‌کم اندیشه‌ات هم میشه همون کاری که میکنی.

– هرچقدر یادآوری مداوم اینکه چی درسته لازمه، در مقابل انگیزش‌های دفعی بیشتر دل‌خوش‌کنکن. سالی یه بار شرکت تو یه مجلس انگیزشی، مذهبی و …، میتونه نقطه عطف خوبی برای شروع و تغییر باشه، ولی معجزه نمیکنه.

– «کلُّ نفسٍ بما کسبت رهینهٌ» میگه انسان در گرو چیزیه که انجام داده (و طبیعتا نه چیزی که فکر میکرده/ایمان داشته درسته). باید حواسمون باشه برداشت ناصحیح از نقل‌قول‌های امیدبخش گولمون نزنه!

– به عقب که نگاه میکنم پشیمونی‌‌ام فقط از چیزهاییه که میدونستم درستن و عمل نکردم، حالا یا به‌دلیل کشش هوای نفس، تنبلی و …، یا همرنگ جامعه شدن و … .

قبرستان بقیع

https://www.instagram.com/p/BTLMhSnF1w-

پانوشت: عکس گوشه‌ای از قبرستان بقیع است، بهمن ۹۲.

کتاب دا: نقدی کوتاه

پرداختن به حوادث روزهای نخست جنگ از نگاه افرادی که از نزدیک با آن درگیر بوده‌اند و آن را لمس کرده‌اند، بخش محوری کتاب است که با قلم شیوا و روان خانم حسینی به خوبی و در قالبی داستانی بیان شده است و قطعا ارزش خواندن را دارد. شخصا برایم سطح تحمل و واکنش‌های شخصیت اصلی کتاب در مقابل مشکلات جنگ و تغییر ناگهانی زندگی بسیار تاثیرگذار بود. با اینکه شخصیت اصلی کتاب زن است و این خطر وجود داشت که در اثر بی‌دقتی با یک کتاب شعاری و فمنیستی مواجه شویم، اما خوشبختانه نقطه مقابل آن رخ داده است و با اثری انسانی مواجهیم. کتاب البته ضعف‌هایی هم دارد که بنظر مهمترین آن‌ها تلاش نویسنده برای حفظ حالت بیوگرافی‌نویسی آن، به ویژه در ابتدا و انتهای کتاب است که علاوه بر اینکه بدلیل محدودیت حجم در بخش پایانی بسیار شتابزده عمل شده و این تلاش در عمل ناکام مانده، حالت داستانی کتاب را نیز که در میانه اثر بسیار خوب و جذاب در آمده است، تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. شاید یک نسخه بازنویسی‌شده از کتاب با اصلاح این مشکل و در نتیجه کم‌تر شدن حجم کتاب (یا پرداختن دقیق‌تر به جزئیاتی که سطحی بدان‌ها پرداخته شده‌اند و دوجلدی کردنش) بتواند یک اثر ماندگار برای آیندگان به یادگار بگذارد.
(یک نقد دیگر هم البته هست و آن تکه‌پرانی‌های بخش انتهایی کتاب به تهران هست که کمی تو ذوق می‌زند، بماند …!)

کتاب دا

پانوشت:
– بعضا از انتخاب کتاب‌هایی که خیلی درباره‌شون تبلیغ شده می‌ترسیم و نگرانیم که با اثر خوبی مواجه نشیم. خوشبختانه اخیرا کتاب‌های خوبی تبلیغ می‌شن که دیگه این دیدگاه قبلی‌مون درباره‌شون صادق نیست، مثل همین کتاب دا.
– مطالعه نیمه انتهایی دا رو در شرایط شخصی خاصی تموم کردم و برام خاطره‌انگیز شد.
– در گودریدز:  https://www.goodreads.com/book/show/6412246

پارادوکس اقامه عزا: اشک‌هایی برای شادترین ابناء بشر

اقامه عزا در ایام شهادت (و وفات) اولیاءالله و جشن در ایام ولادت آن‌ها، سنت قدیم دینی، ضرورت عقلی دین‌داری و واکنش طبیعی دین‌داران است. و من گاهی اوقات فکر می‌کنم که این اقامه عزا علی‌رغم ساده بنظر رسیدنش چه کار سخت و ظریفی است: در عین عزاداری باید این را در یاد داشته باشیم که داریم برای شادترین ابناء بشر روضه می‌خوانیم. و مگر شادی چیزی جز احساس رضایت درونی و خرسندی ناشی از پایبندی به حق و حقیقت است!؟ و با این حساب و علی‌رغم همه ظلم‌ها، چه کسانی شادتر از اولیاء حق هستند؟ و چه ظلمی بزرگتر از اینکه این اقامه عزا رنگ‌و‌بوی دلسوزی به خود بگیرد!؟ اصلا شاید همین است که گاهی به جای مظلومیت زهرا و حسین (ع) حس می‌کنیم داریم برای بدبختی خودمان گریه می‌کنیم …

پانوشت: تصویر زیر اثر زیبای کوثر (شفاعت) است از استاد فرشچیان. عرض تسلیت به مناسبت شهادت مادر.

عکس شهادت حضرت زهراhttps://www.instagram.com/p/BRIRiCLlPlE

سلام بر ابراهیم

سلام بر ابراهیم - شهید ابراهیم هادی

این تذهبون …
– «امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب و غذا را جیره‌بندی کرده‌ایم. شهدا در انتهای کانال کنار هم قرار دارند. دیگر شهدا تشنه نیستند … . فدای لب تشنه‌ات ای پسر فاطمه!» برگرفته از دست نوشته یکی از شهدای کانال کمیل؛ کتاب سلام بر ابراهیم.
– یکی از بهترین کتاب‌های دفاع مقدس که دیر خواندنش خسران بود. شهید ابراهیم هادی از نسلی است که حالا شده‌اند معجزه انقلاب امام؛ نسلی که مایه ذکر مداوم هستند از چیزی که باید می‌شدیم و …
– یک دغدغه جانبی و شاید بی‌ربط هم اینکه: داستان اخلاص شهید هادی (که بارزترین ویژگی شهید است) تذکره‌ای مجدد بود بر چگونگی حفظ مرز تبلیغات و پروموشن در فضای کسب‌و‌کار با تواضع در زندگی! قطعا کار سختی است.