قضاوت حاکمیت‌ها: این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟

با خودم فکر می‌کردم:

  • وقتی توفیق حاکمیت‌ها رو در تاریخ بررسی می‌کنیم، برای بیشترمون اقتدار و کشورگشایی (و از زاویه مثبت‌تر، استقلالشون) مهمه؛
  • در صحبت‌ها و شعارهامون درباره حاکمیت ایده‌آل، از اهمیت فرهنگ، مردم‌سالاری و آزادی حرف می‌زنیم؛
  • و در نهایت موقع تصمیم‌گیری، غالبا معیشت و آسایش رو در نظر می‌گیریم.

فیلم سیانور: پیشنهادی برای روز دانشجو

حدود یک هفته دیگه روز دانشجو است و قطعا «سیانور» یه پیشنهاد مناسبتی خوب برای دانشجوهای کنونی، سابق و آینده است (با همین ترتیب!). علاوه بر خوش‌ساخت بودن (نسبی) فیلم که در ترکیب با موسیقی‌اش حال و هوای خوبی رو رقم میزنه، محتوای سیانور تلنگری همیشگی بر فعالیت تشکل‌های دانشجویان/جوانانه و اینکه با وجود آرمان‌های بزرگ چطور ممکنه از جامعه فاصله بگیرن و به سمت رادیکالیسم برن. و مهمتر، اینکه تبدیل به نیرویی پرانرژی، وفادار و صدالبته مفت در دست سیاست‌بازها بشن و فریاد زنده‌باد و مرده‌باد سر بدن! حقیقتی که صفای باطن ۱۹-۲۰ سالگی سخت باورش می‌کنه.

فیلم سیانور و دانشجوها ...

پانوشت بی‌ربط: بطور کلی پایان دوره کارشناسی (و دانشگاه به‌طور کلی)، چند تاثیر عمیق بر اکثر افراد داره: اولی غلبه واقعیات دنیا بر ایده‌آلیسمیه که خیلی‌ها تا قبل دنبالش می‌کردن، دومی حذف یکی از واحدهای مهم گذر رو به تکامل عمر (سال، ترم و واحد تحصیلی) که برای مدت‌ها بهش عادت داده میشیم و خلا ناشی از اونه، و … . قطعا هر کدوم دوای خاص خودش رو هم داره، ولی دیگه مثل قبل یک نسخه عمومی و واحد در کار نیست و همین هم کار رو برای مایی که در نظام آموزشی همسان‌ساز رشد پیدا کردیم سخت میکنه … .
– اگر سیاست‌مدار شدید به دانشجوها رحم کنید!
– عکس از خبرگزاری میزان.

همین پست در اینستا: https://www.instagram.com/p/BNNF_ubgIRN

مروری بر وضع تحریم‌ها‌ و شرایط پسابرجام

این روزها مجددا بحث درباره برجام و تحریم‌ها داغ شده، البته این بار با موضوعی جدید: آیا تحریم‌ها واقعا لغو شده یا خیر!؟

قطعا خیلی‌ها هستند که بهتر از من بتوانند در این‌باره نظر دهند، اما با توجه به بحث‌هایی که بعضا میشود و سوالی که برخی دوستان می‌پرسند، بد ندیدم جمع‌بندی‌ای از برخی تجربه‌های شخصی و در مقیاس کوچکی فعالیت‌هایمان را بگویم.

– احتمالا هر کس در حوزه‌های روز و فناورانه فعال باشد و حداقل در فروم‌ها، شبکه‌های اجتماعی حرفه‌ای مثل لینکدین و … عضو بوده و گه‌گاه ایمیلی به شرکت/فرد خارجی ارسال کرده باشد، تفاوت قبل و بعد از برجام را در اتمسفر و جو ارتباطات حرفه‌ای و بین‌المللی‌اش لمس کرده‌. نوع این تغییر هم یک تغییر ۹۰ درجه‌ای (از بی‌تفاوتی به اشتیاق) نیست، بلکه یک تغییر ۱۸۰ درجه‌ای از ترس و نادیده‌گرفتن به اشتیاق است. برای مجموعه کوچک ما هم موارد زیادی در تایید این سخن رخ داده؛ پیش‌تر هم درباره یکی‌ نمونه‌اش گفته بودم.

ادامه خواندن “مروری بر وضع تحریم‌ها‌ و شرایط پسابرجام”

سلام بر ابراهیم

سلام بر ابراهیم - شهید ابراهیم هادی

این تذهبون …
– «امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب و غذا را جیره‌بندی کرده‌ایم. شهدا در انتهای کانال کنار هم قرار دارند. دیگر شهدا تشنه نیستند … . فدای لب تشنه‌ات ای پسر فاطمه!» برگرفته از دست نوشته یکی از شهدای کانال کمیل؛ کتاب سلام بر ابراهیم.
– یکی از بهترین کتاب‌های دفاع مقدس که دیر خواندنش خسران بود. شهید ابراهیم هادی از نسلی است که حالا شده‌اند معجزه انقلاب امام؛ نسلی که مایه ذکر مداوم هستند از چیزی که باید می‌شدیم و …
– یک دغدغه جانبی و شاید بی‌ربط هم اینکه: داستان اخلاص شهید هادی (که بارزترین ویژگی شهید است) تذکره‌ای مجدد بود بر چگونگی حفظ مرز تبلیغات و پروموشن در فضای کسب‌و‌کار با تواضع در زندگی! قطعا کار سختی است.

دست مرا بگیرید تا سوار “ماشین زمان” شویم

داستان زندگی افراد دغدغه‌مندی که جوانی‌شان مصادف شد با انقلاب و بعد هم جنگ، قصه نسبتا سرراستی دارد، مسیر زندگی غالبشان با حضور در جبهه آغاز می‌شد و اگر به شهادت ختم نشده بود، احتمالا بعد از جنگ هم در یکی از سازمان‌های مشابه امتداد پیدا می‌کرد.

اما الان وقتی به دور و بر خودمان نگاه کنیم، چنین مسیر مشترکی برای هم‌نسلانمان دیده نمی‌شود.
اگر جوان‌های آن زمان الان جای ما بودند، دغدغه مشترکی که مثل جنگ زندگی‌شان را پر می‌کرد چه بود؟ همان راه ورود به نیروهای مسلح؟ کسب درجات عالی تحصیلی؟ جذب شدن در ادارات دولتی و تلاش برای اصلاح آن‌ها؟ کارآفرینی؟ مسیر عرفان شخصی و جامعه‌گریزی؟ کمک به فقرا؟ فعالیت سیاسی و اجتماعی؟
یا شاید ترکیبی از این‌ها؛ یا شاید هر یک از این‌ها … و یا شاید اصلا الان دیگر چنان دغدغه واحد و بزرگی که بتواند و باید زندگی انسان را پر کند، معنی و وجود نداشته باشد.در هر صورت، پاسخ هر چه که باشد، یک چیز واضح است و آن اینکه چقدر شرایط زمانی و مکانی که فرد در آن هست می‌تواند در مسیر زندگی‌اش تعیین‌کننده باشد … .

[این دغدغه‌ای بود که در گوگل+ گذاشته بودم و پس از بحث‌های خوبی که روی آن شکل گرفت، نهایتا کامنت زیر را به عنوان جمع‌بندی پای آن ارسال کردم]
طبیعتا دو پارامتر مهم درباره اینکه باید چه کار کنیم وجود دارد: یکی‌اش استعداد، علاقه و انگیزه درونی ماست، دیگری نیاز بیرونی و جامعه. و نتیجه نهایی باید از برآیند این دو تا استخراج شود. و علاوه بر این هر فرد هم می‌تواند در یک مسیر چند وجهی (با یک اولویت غالب) حرکت کند.

در حالت طبیعی، قطعا از برآیند این دو مسیرهای متنوعی در می‌آید و نه یک مسیر واحد؛ به جز در زمان جنگ. جنگ یک اولویت بسیار بالای بیرونی با وزن زیاد ایجاد می‌کند که این تعادل را به هم می‌زند و یک مسیر غالب بوجود می‌آورد. و این برای افرادی که در آن بازه زمان هستند هم از یک جهت (به‌دلیل روشن‌تر شدن راه و انتخاب درست) امتیاز است و از جهت دیگر به‌دلیل اینکه احتمالا خیلی استعدادها و فرصت‌های شکوفایی دیگر را نابود می‌کند یک فاجعه! و این هم برمی‌گردد به قسمت و تقدیر. البته در شرایط داخلی کشور ما هم الان مسایل بیرونی‌ای وجود دارد که تا حدی توازن را به هم زده و باید وارد محاسبات شود: اولی مساله اقتصاد مولد است که چه در داخل و چه از دیدگاه بین‌المللی، بعد از جنگ بسیار اهمیت پیدا کرده و هنوز هم در آن درجا می‌زنیم، مشکلی که برای تمدن‌سازی باید حل شود. مساله مهم دیگر هم که تا حدی با مورد قبل (تمدن) متصل و مرتبط است، فرهنگ است. با در نظر گرفتن ضریب بیشتر برای این‌ها (و شاید مسایل دیگری که به ذهن من نرسیده) می‌شود این معادله رو حل کرد.
اما نکته نهایی اینکه: به نظر می‌رسد از دلایل مهم پیچیدگی‌ عصر ما نسبت به زمان جنگ، نه عدم شفافیت شرایط بیرونی، بلکه عدم شناخت خودمان، علایقمان و استعدادهایمان باشد … .این بود انشای من! و به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است …

جهاد ادامه دارد

از طرف “رِ”

“من بارها گفته‌ام میدان بوسنی، جنگ اسلام و کفر تنها نیست، بلکه از این بالاتر است، دروازه ورود به غرب و اروپا است، آنجا مساله‌اش بالاتر از جنگ عراق و ایران است. کسی که برود آنجا و محیط امن خانواده را رها کند، مقامش خیلی بالاتر است.” (بخشی از سخنان رهبر انقلاب در دیدار با خانواده شهید رسول حیدری)

این روزها و پس از وقایع سوریه و به ویژه با حضور داعش در عراق، دیگر نیروی قدس سپاه پاسداران آن تصویر مرموز و مبهمی نیست که صرفا با عملیات در لبنان و فلسطین شناخته شود؛ امروز دیدن تصاویر فرمانده سپاه قدس، در میدان‌های نبرد برون‌مرزی امری طبیعی شده. حالا حتی در تحلیل‌های غرب نیز لحاظ کردن IRGC Elite Quds Force یکی از محورهای اصلی بررسی وضعیت توازن قوا در منطقه و جهان است. امروز دیگر لزوم وجود نیرویی نظامی که در مسایل برون‌مرزی نقش‌افرینی کند بر هیچ کس پوشیده نیست، نه کسی در داخل منکر این قضیه است و نه حتی بیگانه‌ای در خارج می‌تواند بر آن خرده بگیرد؛ امری که تا همین چند سال پیش به گونه‌ای دیگر بود … .

در این میان شهید رسول حیدری را شاید بتوان از نسل اولی‌های سپاه قدس دانست؛ فردی که از آغاز در شکل‌گیری سپاه غرب کشور نقشی فعال داشت؛ تا پیش از حمله عراق به تامین امنیت داخلی و مبارزه با گروهک‌ها می‌پرداخت و با شروع جنگ، وظایف حساس و سنگین اطلاعاتی-نظامی را بر عهده گرفت. مسئولیتی که به فراخور آن، روزهای فراوانی را در دل عراق، به تلاش برای تشکیل گروه‌های مقاومت مردمی بر ضد رژیم صدام و چانه‌زنی
با بارزانی و کردها گذراند؛ فعالیت‌های موفقیت‌آمیزی که تا پایان جنگ، عملا بعثی‌ها را از کسب توفیقی چشم‌گیر در مرزهای شمال‌غرب کشور باز داشت. “شهید رسولی” که اگرچه با پایان جنگ راه ورود به دانشگاه پیش می‌گیرد، اما همواره مترصد فرصتی است برای ادامه جهاد؛ و آغاز حملات صرب‌ها و حمایت ایران از مسلمانان بوسنی این فرصت را برای او مهیا می‌کند. و این می‌شود تعبیر خوابی که چند سال قبل در کردستان دیده بود، اینکه “در سرزمینی غریب، رهبر مردمی غریب شده” … و محمد (همرزمش) به او گفته بود تعبیرش شهادت در کشوری غریب است. حالا بوسنی او را به آرزویش رسانده و بعد از شهادت نیز با نامی غریب (مجید منتظری) در وطن تشییع می‌شود … .

شهید رسول حیدری ادامه خواندن “از طرف “رِ””

حکم دادگاه امریکایی درباره دامنه های ir.، فرصتی در دل تهدید

احتمالا خبر حکم دادگاه امریکایی را درباره دامنه های ir. شنیده‌اید (لینک خبر).

اگرچه این واقعه در ابتدا تلخ می نماید، اما فرصت خوبی است تا دغدغه کشورهای مستقل مبنی بر لزوم سپرده شدن مدیریت وب به یک سازمان جهانی مانند ITU قویا پیگیری شود. اینکه مسایلی مهم مربوط به شبکه جهانی وب توسط یک یا چند “شرکت” مستقر در امریکا (یا هر جای دیگر) اداره شود موضوعی نیست که امروزه و با گسترش حوزه نفوذ اینترنت در همه شئون زندگی، از مسایل روزمره و معمولی گرفته تا موارد مهم کشوری، پذیرفتنی باشد.

امید است جناب مهندس جهانگرد معاونت محترم وزارت فاوا و رئیس سازمان فناوری اطلاعات که چندی پیش و در نشست WSIS نیز به این موضوع اشاره کرده بودند، به خوبی از این فرصت استفاده کنند.

تحکیم روابط: مهارت مدیریت اختلافات، موثرتر از میزان شباهت‌ها

شاید “اختلاف” را بتوان طبیعی‌ترین و بدیهی‌ترین جزء از هر نوع “ارتباطی” دانست، که چگونگی مدیریت آن نیز معمولا پرچالش‌ترین بخش هر ارتباط است. از آنجایی‌که ارتباطات اجتماعی یکی از بنیانی‌ترین ابعاد زندگی انسان است، مدیریت مناسب این اختلافات را نیز می‌توان یکی از مهمترین وظایف هر انسان در دوران زندگی‌اش دانست. فرقی نمی‌کند که این ارتباط در چه سطحی باشد: بین دو دوست در رابطه دوستی‌شان،‌ بین مرد و زن در روابط خانوادگی‌شان، بین دو همکار در رابطه کاری، بین دو حزب در ارتباطات سیاسی و یا از منظر دو دین پیرامون کل زندگی! مهم این است که بدانیم هر جایی ارتباطی هست، حتما اختلافی هم خواهد بود.
بیایید مروری داشته باشیم به این “اختلافات” در حوزه دین و آیین. با نگاهی به دنیای امروز می‌توان اختلافاتی که ناشی از نگاه متفاوت ادیان به برخی مسایل زندگی است را مشاهده کرد. اختلافاتی که متاسفانه بعضا به درگیری‌های خونین نیز انجامیده. در حالی‌که اگر منطقی‌تر نگاه کنیم، موارد اشتراک بسیار بیشتر از موارد اختلاف است، اما مدیریت ناصحیح این اختلافات،‌ چه توسط خواص (که بنا بر آنچه در ادامه بحث خواهیم کرد، به نظر پر اهمیت‌تر می‌رسد) و چه توسط عوام، منجر به تمرکز روی اختلافات – تقریبا در تمام طول تاریخ – و بروز حوادث غم‌باری شده است. و وقتی بخواهی روی اختلافات تمرکز کنی و به جای همگرایی مسیر واگرایی را بپویی، همان‌طور که در ابتدا نیز اشاره شد، همیشه نقطه افتراقی پیدا خواهد شد. طبیعی است که این اختلافات در هر یک از مذاهب یک دین، فِرَق یک مذهب، دیدگاه‌های مختلف علمای یک فرقه نیز وجود خواهند داشت و چنانچه درست مدیریت نشوند، آسیب‌زا خواهند بود. همان‌طور که متاسفانه هم‌اکنون در منطقه و میان مسلمانان شاهدش هستیم.
وقتی به درگیری‌های سیاسی (و بعضا اجتماعی) تاریخ نگاه می‌کنی، چه معاصرهایشان و چه آن دسته که در گذشته دور رخ داده‌اند، غالبا یک شکاف باریک بین خواص جامعه را می‌بینی که هر چه بیشتر به سطوح عمومی جامعه کشیده شده‌،‌ عمیق و عمیق‌تر شده است. اختلافات سیاسی ۳۵ سال گذشته را در ذهنتان مرور کنید. به نظر می‌رسد بسیاری (یا حداقل برخی) از آن‌ها در صورتی که پیش از کشیده شدن به سطح جامعه، میان طرفین به بحث گذاشته می‌شد،‌ به آن دسته از اتفاقات ناگواری که شاهدش بودیم منتهی نمی‌شد. از طرفی این روند دو سویه است: وقتی اختلافات کوچک در سطوح بالا،‌ به بخش‌های عمومی‌تر کشیده شده و احساسات جامعه منجر به عمیق‌تر شدن اختلافات و ایجاد فضایی دوقطبی ‌شود، این فضا روی خواص نیز تاثیر گذاشته (و تحریک میل به قدرت نیز در این مساله بی‌تاثیر نیست،) منجر به دور شدن آن‌ها از یکدیگر و بسته شدن روزنه‌های گفتگو می‌شود. برای این مورد نیز می‌توان نمونه‌های بسیاری آورد، ‌از جمله وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری.
با دقت در آیات قرآن،‌ به ویژه آن دسته که به نقل داستان دعوت پیامبران و روایت زندگی اقوام گذشته پرداخته، این مساله را در آن‌ها نیز مشهود می‌یابیم. از این رو شاید بتوان یکی از پایه‌ا‌ی‌ترین و موثرترین عوامل در خوشبختی و بدبختی فرد و ملت را نیز همین برخورد مناسب با موارد اختلافی دانست. چنانچه مشاهده می‌شود بسیاری از کسانی‌که در طول تاریخ، به دلایلی روش مصلحین زمان برایشان قابل درک نبوده، اما در رابطه‌شان با مصلحین نیز دچار خودخواهی و لج‌بازی نشده‌اند، در آخر توانسته‌اند مسیر رستگاری را یافته و آن را بپویند.

مهارت تحمل یکدیگر!

به نظر می‌رسد، جدای از اینکه درباره چه نوع ارتباطی صحبت می‌کنیم، بیش از میزان شباهت‌هایمان، این شعور و قدرت مدیریت ما هنگام رویارویی با زمینه‌های مورد اختلاف است که منجر به شکل‌گیری یک رابطه موفق و نتیجه‌بخش می‌شود. از همین رو است که بعضا با یک دوست، بیشتر احساس همدلی داریم تا با یک هم‌خون. یا با یک فرد اهل سنت، بیشتر احساس نزدیکی می‌کنیم تا با یک هم‌مذهب. اگرچه با وی نقاط مشترک کمتری داریم، اما بهتر قادریم در زمینه‌های مورد اختلاف یکدیگر را درک کنیم، در حالیکه ممکن است با دیگری که نقاط اشتراک بیشتری داریم، نتوانیم روی نقاط اختلاف کوچکترمان به درک متقابل برسیم.

پانوشت:
– شخصا حس می‌کنم (حسی که به نظر، دور از روح آیات و روایات نیست) کسب مهارت مدیریت اختلافات و رسیدن به یک درک متقابل در ارتباطات انسانی، از مهمترین وظایف یا حتی اهداف زندگی انسان‌هاست. مساله‌ای که قطعا ساده نبوده و کسب آن نیازمند صرف انرژی و تلاش است.
– انگیزه‌ام برای نوشتن این پست، برخی گروه‌های هم‌مذهب (مثل آیت الله شیرازی در عراق) و هم‌جریان سیاسی بودند که غالبا بر روی نقاط اختلاف تمرکز می‌کنند و با وجود شباهت‌ها، بعضا احساس می‌کنم بسیار با آن‌ها فاصله دارم. همچنین برخی افراد ناسازگار در میان اقوام و آشنایان.
– اینکه چگونه بتوان در عین حفظ مواضع، در اختلافات سازگار بود، می‌شود همان “هنر” مدیریت اختلافات.
– در جستجوی گفتمانی برای “گفتمان” … این عنوان دیگری است که می‌شد روی مطلب گذاشت.