لینکپ و ادامه مسیر ما در زمینه اینترنت اشیا (IoT)

بسم الله …

مسیر جدیدی که این روزها در ادامه قدم‌های قبلی مسیر حرفه‌ای‌مون شروع کردیم، راه‌اندازی لینکپ (Linkap) هستش؛ و مثل همیشه محتاج دعای خیرتونیم … .
لینکپ را در اینستاگرام و تلگرام می‌تونید با این آی.دی دنبال کنید: @linkap_official
وبسایت: http://linkap.net
همچنین اگر به حوزه‌ی فعالیت لینکپ (اینترنت چیزها یا همون اینترنت اشیا، و هوشمندسازی) علاقه‌مندید، مطالب وبلاگش رو از دست ندید.

لینکپ

———-

توضیحاتی درباره برخی فعالیت‌هامون در حوزه هوشمندسازی و اینترنت_اشیاء (یا به عبارت صحیح‌تر، اینترنت چیزها) که در گفتگو با مرکز تسهیل‌گری و #techtalks بیان شده رو هم میتونید از لینک زیر ببینید و بخونید:
http://www.ictstartups.ir/fa/content/23540
خیلی جامع و کامل نیست، ولی اگر به این حوزه‌ها علاقمند باشید احتمالا دیدنش خالی از لطف هم نباشه.

اینترنت اشیا

https://www.instagram.com/p/BMUZKwZgqSX

بعدنوشت: لینکپ از زمان معرفی مثل هر موجودیت زنده دیگه تغییراتی داشته که اینجا انعکاس داده نشده و فقط از طریق وبسایت لینکپ میشه پیگیری‌شون کرد.

پویایی و نوآوری، کلید شکوفایی اکوسیستم اینترنت اشیا LPWAN

مقاله زیر برای انتشار در ماهنامه تخصصی Vapps که توسط جناب مهندس توکل عزیز منتشر می‌شود نوشته شده است. پیش از ادامه این نکته را عرض کنم که احتمالا این مقاله تنها در صورتی برایتان جذاب است که به مباحث روز حوزه ارتباطات علاقه‌مند باشید. با این حساب اگر مشتاق مطالعه‌اید، بهتر است پیش‌تر از اینجا با شبکه‌های LPWAN نیز بیشتر آشنا شوید.

شبکه‌های LPWAN (توان پایین و پوشش وسیع) در امتداد مسیر توسعه شبکه‌های بی‌سیم متداول شکل نگرفته‌اند. بنظرم این یکی از مهمترین نکاتی است که باید هنگام پرداختن به این شبکه‌ها مد نظر داشت، چرا که این مساله خود منجر به استنتاج نکاتی دیگر نیز خواهد شد. اما اجازه دهید ابتدا کمی بیشتر به جمله‌ای که اشاره شد بپردازیم؛ در مسیر توسعه از GSM به ۳G و از نسل سه به LTE، همواره یکی از مهمترین دغدغه‌ها افزایش نرخ داده (Data rate) بوده است، و وقتی از این زاویه به شبکه‌های LPWAN نگاه کنیم شاهد یک پسرفت هستیم؛ اما می‌دانیم که این‌طور نیست. مساله این است که باید از زاویه‌ای متفاوت به ماجرا نگاه کرد و آن وقت است که متوجه فرصت‌های فراوانی می‌شویم که شبکه‌های LPWAN برایمان ایجاد می‌کنند: امکان اتصال ارزان و به‌صرفه تعداد بسیار زیادی گره که پیش از این قابل تصور نبود. در حقیقت شبکه‌های LPWAN در پاسخ به نیازی متفاوت از روند توسعه گذشته شکل گرفته‌اند.

ادامه خواندن “پویایی و نوآوری، کلید شکوفایی اکوسیستم اینترنت اشیا LPWAN”

IoT Meetup و چند نکته دیگر

ان شاء الله یکشنبه، ۱۱ مهر ماه دانشگاه تهران هستم تا در IoT Meetup درباره اینترنت چیزها (اشیاء) و هوشمندسازی، بستر ارتباطی‌اش و … گپ بزنیم. با وجود زمان کم، روی ارایه فکر و تلاش کردم تا مسایلی که حس می‌کنم می‌تواند برای دوستانم مفید (و البته برای خودم موجب یادآوری مجدد) باشد مورد اشاره قرار گیرد. برای همین هم موضوعات بحث کمی متنوع شد و عنوان ارایه را گذاشتم IoT Soup! 🙂
فایل ارایه و … را ان شاء الله بعد از برنامه در Slideshare گذاشته و در آپدیتی زیر همین پست هم اضافه خواهم کرد.

برخی لینک‌های مرتبط:
لینک ثبت نام در ایوند
– پست‌های IoT Blog‌ درباره همایش و شهر هوشمند

نشست اینترنت اشیا IoT

بعدنوشت:
– اسلایدهای ارایه من رو می‌توانید از لینک زیر مشاهده و دانلود کنید: 
http://www.slideshare.net/rahmanpour/iot-soup
– همان‌طور که در جلسه مطرح شد، اسلایدهای سایر ارایه‌دهندگان و گزارش احتمالی را هم دوستان برگزار کننده به‌زودی در سایت IoTBlog قرار خواهند داد. 

– یکی از دوستان حاضر در برنامه هم پستی درباره همایش نوشته‌اند که می‌توانید از اینجا بخوانید. (فقط درباره بحث سرمایه‌گذار در مطلب ایشان که شاید من بدرستی بیان نکردم این نکته را ذکر کنم که تاراکسا اخیرا (آن هم به صورت محدود و به عنوان سوپاپ اطمینان) به این مسیر روی آورد و ۲.۵ سال قبل را از طریق پروژه‌های ریز و درشت و بعضا هوا خوردن دوام آوردیم 🙂 )

دست مرا بگیرید تا سوار “ماشین زمان” شویم

داستان زندگی افراد دغدغه‌مندی که جوانی‌شان مصادف شد با انقلاب و بعد هم جنگ، قصه نسبتا سرراستی دارد، مسیر زندگی غالبشان با حضور در جبهه آغاز می‌شد و اگر به شهادت ختم نشده بود، احتمالا بعد از جنگ هم در یکی از سازمان‌های مشابه امتداد پیدا می‌کرد.

اما الان وقتی به دور و بر خودمان نگاه کنیم، چنین مسیر مشترکی برای هم‌نسلانمان دیده نمی‌شود.
اگر جوان‌های آن زمان الان جای ما بودند، دغدغه مشترکی که مثل جنگ زندگی‌شان را پر می‌کرد چه بود؟ همان راه ورود به نیروهای مسلح؟ کسب درجات عالی تحصیلی؟ جذب شدن در ادارات دولتی و تلاش برای اصلاح آن‌ها؟ کارآفرینی؟ مسیر عرفان شخصی و جامعه‌گریزی؟ کمک به فقرا؟ فعالیت سیاسی و اجتماعی؟
یا شاید ترکیبی از این‌ها؛ یا شاید هر یک از این‌ها … و یا شاید اصلا الان دیگر چنان دغدغه واحد و بزرگی که بتواند و باید زندگی انسان را پر کند، معنی و وجود نداشته باشد.در هر صورت، پاسخ هر چه که باشد، یک چیز واضح است و آن اینکه چقدر شرایط زمانی و مکانی که فرد در آن هست می‌تواند در مسیر زندگی‌اش تعیین‌کننده باشد … .

[این دغدغه‌ای بود که در گوگل+ گذاشته بودم و پس از بحث‌های خوبی که روی آن شکل گرفت، نهایتا کامنت زیر را به عنوان جمع‌بندی پای آن ارسال کردم]
طبیعتا دو پارامتر مهم درباره اینکه باید چه کار کنیم وجود دارد: یکی‌اش استعداد، علاقه و انگیزه درونی ماست، دیگری نیاز بیرونی و جامعه. و نتیجه نهایی باید از برآیند این دو تا استخراج شود. و علاوه بر این هر فرد هم می‌تواند در یک مسیر چند وجهی (با یک اولویت غالب) حرکت کند.

در حالت طبیعی، قطعا از برآیند این دو مسیرهای متنوعی در می‌آید و نه یک مسیر واحد؛ به جز در زمان جنگ. جنگ یک اولویت بسیار بالای بیرونی با وزن زیاد ایجاد می‌کند که این تعادل را به هم می‌زند و یک مسیر غالب بوجود می‌آورد. و این برای افرادی که در آن بازه زمان هستند هم از یک جهت (به‌دلیل روشن‌تر شدن راه و انتخاب درست) امتیاز است و از جهت دیگر به‌دلیل اینکه احتمالا خیلی استعدادها و فرصت‌های شکوفایی دیگر را نابود می‌کند یک فاجعه! و این هم برمی‌گردد به قسمت و تقدیر. البته در شرایط داخلی کشور ما هم الان مسایل بیرونی‌ای وجود دارد که تا حدی توازن را به هم زده و باید وارد محاسبات شود: اولی مساله اقتصاد مولد است که چه در داخل و چه از دیدگاه بین‌المللی، بعد از جنگ بسیار اهمیت پیدا کرده و هنوز هم در آن درجا می‌زنیم، مشکلی که برای تمدن‌سازی باید حل شود. مساله مهم دیگر هم که تا حدی با مورد قبل (تمدن) متصل و مرتبط است، فرهنگ است. با در نظر گرفتن ضریب بیشتر برای این‌ها (و شاید مسایل دیگری که به ذهن من نرسیده) می‌شود این معادله رو حل کرد.
اما نکته نهایی اینکه: به نظر می‌رسد از دلایل مهم پیچیدگی‌ عصر ما نسبت به زمان جنگ، نه عدم شفافیت شرایط بیرونی، بلکه عدم شناخت خودمان، علایقمان و استعدادهایمان باشد … .این بود انشای من! و به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است …

جهاد ادامه دارد

و تُنگی که کم‌کم برامون تَنگ میشه … (دکترا بخوانیم یا نه؟)

توجه: مخاطب اصلی این متن دوستانی هستند که یکی از مهمترین دغدغه‌هایشان از تحصیل (چه در داخل و چه در خارج کشور) و همچنین ورود به صنعت و بازار کار، مفید بودن برای خود و جامعه است. / همچنین متن متاثر از ذهنیت نویسنده، با پس‌زمینه‌ای از رشته‌های فنی-مهندسی نوشته شده و از این رو ممکن است برای برخی رشته‌های دیگر جواب ندهد.

خیلی چیزها در زندگی دست خودمان نیست و نمی‌شود تغییرشان داد؛ باید آن‌ها رو پذیرفت و زندگی را متناسب با آن‌ها پیش برد. و قطعا گذر زمان یکی از مهمترین آن چیزهاست … .
وقتی شرایط الان را با شرایط دو-سه سال قبل که وارد دوره ارشد شدم مقایسه می‌کنم، به وضوح متوجه می‌شوم که دیگر خیلی کارها را نمی‌توانم بکنم و در مقابل برخی کارها را مجبورم انجام دهم. و هر چه این بازه زمانی را عقب‌تر می‌برم این مساله بیشتر به چشم می‌آید. این واقعیتی است که باید همه ما بپذیریم: زندگی (در اینجا به طور خاص بخش حرفه‌ای و کاری مد نظر است) به نهالی می‌ماند که با گذر زمان بیشتر و بیشتر ریشه می‌کند؛ و جابجا کردنش هم به همان نسبت سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود؛ و این یعنی هر تصمیمی که می‌گیریم باید با در نظر داشتن اهداف و مسیری باشد که می‌خواهیم در سال‌های آینده طی کنیم. نمی‌شود درخت سیب بکاریم و بعد از چند سال انتظار برداشت پرتقال داشته باشیم! مساله‌ای که متاسفانه به نظر می‌رسد دامن‌گیر جامعه آکادمیک ما شده است.
این روزها مسایل مختلفی دست به دست هم داده‌اند تا خیلی‌هایمان ترجیح دهیم در دانشگاه بمانیم و یک به یک سنگرهای کسب مدارک عالیه را فتح کنیم؛ شاید برخی از مهمترین دلایل این مساله را بتوان این‌ها دانست:
– وجود دیدگاه سنتی مبنی بر اینکه مدرک بالاتر لزوما به موقعیت کاری بهتر، درآمد بیشتر و نهایتا موفق‌تر شدن می‌انجامد؛
– عدم درک درست از جنبه علمی درجات بالای آکادمیک که بر خلاف دوره کارشناسی (و تا حدی ارشد) الزاما برای بازار کار مفید نخواهد بود؛
– عدم کشش و تناسب بازار کار با شرایط و تعداد فارغ‌التحصیلان؛ و در نظر گرفتن ادامه تحصیل به عنوان یک راه فرار موقت، راهی که دولت نیز با بالاتر بردن ظرفیت‌ها مرتبا از آن استقبال می‌کند؛
– یکی دیگر از دلایل را نیز شاید بتوان ترس از ورود به محیطی تازه، با معادلاتی تازه دانست؛ معادلاتی که بعضا به دلیل ضعف سیستم آموزشی آن‌ها را فرانگرفته‌ایم؛
– و … .

ادامه خواندن “و تُنگی که کم‌کم برامون تَنگ میشه … (دکترا بخوانیم یا نه؟)”

شماره ۴۶ام طیف: ویژه‌نامه‌ای با طعم فرکانس!

شماره چهل و ششم نشریه طیف، با محوریت یکی از مهمترین موضوعات حال حاضر دنیای ارتباطات و فناوری اطلاعات، یعنی “طیف فرکانسی” آماده و منتشر شد. برای این شماره مطالبی با زوایای دید متفاوت در نظر گرفته شده است؛ از بنیادی‌ترین مسایل مرتبط با مالکیت طیف تا بررسی تازه‌ترین مزایده‌های برگزار شده برای واگذاری فرکانس شبکه‌های نسل چهارم موبایل و همچنین بحث‌های مرتبط با فناوری‌های رادیویی بکارگیری طیف.

نشریه طیف

علاوه بر آنچه گفته شد، این شماره، به طور شخصی و برای من نیز از چند لحاظ خاص و ویژه بود: اول اینکه به نوعی مدیریت و سردربیری آن (انتخاب موضوع، بررسی نهایی مطالب و …) را بر عهده داشتم که در امتداد تجربه‌های مرتبط پیشین، کاری لذت‌بخش بود. دیگر اینکه فرصتی پیش آمد تا درباره یکی از موضوعات مورد علاقه‌ام در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، یعنی “مروری بر تازه‌ترین فناوری‌های دسترسی رادیویی و روند توسعه آن‌ها در آینده” مطلبی بنویسم؛ هر چند شاید پرداختن به موضوعی با این سطح اهمیت، در چند صفحه نشریه خیلی مختصر شود، اما با این حال همینش هم غنیمتی بود و به من چسبید!

فناوری‌های رادیویی

و در آخر اینکه همکاری محتوایی در برگزاری کنفرانس تخصصی “توسعی دسترسی بی‌سیم باندوسیع” و نهایتا این شماره از نشریه طیف، احتمالا به نوعی حسن ختام این سبک و سیاق همکاری با گروه علمی-تحلیلی طیف هم به حساب بیاید؛ جایی که طی قریب به یک سال همکاری، تجربیات کاری بسیار گران‌قدری آموختم و روابط دوستی و حرفه‌ای ارزشمندی را تجربه کردم. الان هم اگرچه فکر می‌کنم زمانی است که باید وارد دوره جدیدی از فعالیت حرفه‌ایم شوم، اما همچنان امیدوارم فرصت همکاری و انجام پروژه‌های مشترک با این تیم خوب نصیبم شود (که ان شاء الله با توجه به آنچه انتظار می‌رود خواهد شد). (برای مسیر آینده هم، لطفا دعایمان کنید!)

در ادامه متن سرمقاله این شماره آمده است. برای تهیه نشریه و مطالعه آن (نسخه چاپی یا دیجیتال) از اوایل هفته آینده می‌توانید به سایت teyf.ir مراجعه نمایید.

خوشحال می‌شوم نظرات خود را درباره این ویژه‌نامه با من در میان بگذارید.

ادامه خواندن “شماره ۴۶ام طیف: ویژه‌نامه‌ای با طعم فرکانس!”

برگزیده شدن شاخه رمز دانشگاه علم و صنعت

شاخه رمز علم و صنعت به عنوان شاخه برتر کشوری انتخاب شد! متن کامل را می‌توانید از اینجا بخوانید: http://sbisc.iust.ac.ir/?p=178 (یا از اینجا در سایت دانشکده)

این مساله (فعال کردن شاخه طی یکی دو سال اخیر، تا رسیدن به اینجایی که الان هستیم) جدای از بحث حرفه‌ایش، برای من کلی درس و تجربه دیگر هم داشت که بخشی‌شان نوت شده‌اند و کنار سایر روزنوشت‌هایم جا گرفته‌اند؛ احتمالا بعضی‌هایشان را هم در آینده و به صورت مطلب در همین وبلاگ خواهم نوشت.

نوشته شدن این مطلب در وبلاگ هم اگرچه شاید کمی بوی ریاکاری بدهد (که احتمالا هست!) اما بیشتر بخاطر همین تاثیرات شخصی‌اش بود و اهمیتی که از این جنبه برای من داشت؛ … و نوشتم تا یادم بماند.