نوآوری، وظیفه ما در گذار تاریخ

روند تاریخ شبیه مسابقه دوی امدادیه؛ و حالا که نوبت ما رسیده در میدان باشیم، ایجاد رشد اقتصادی-اجتماعی از طریق «نوآوری» یک وظیفه است.
اگر این دغدغه (و اعتبار ناشی از اون) رو به ملت‌های دیگه بسپاریم و خودمون به کپی کردن اکتفا کنیم، یعنی پذیرفته‌ایم در مسیر تاریخ بی‌تاثیر باشیم!

نوآوری، ما، تاریخ

اخلاق، یک لایه مضاعف برای سازوکارهای بشری

اگر هر بار برای عبور از آب انتظار معجزه و عصای موسایی داشته باشی، بعد از مدتی هم دنیات تباه میشه و هم ایمانت.

اخلاق و معنویت هم به منزله یک لایه مضاعف برای سازوکارهای بشری توسعه مطرح است، نه جایگزین همه آن‌ها!
اخلاق جای شفافیت را نمی‌گیرد.

چرا نباید تلاش کرد همه چیز رو دونست؟

– از قدیم افرادی که اطلاع بیشتری نسبت به مسایل روز داشتن به عنوان افراد فرهیخته و آگاه مورد احترام جامعه بودند. اما الان و با رشد جهشی تولید و انتشار محتواهای زرد در شبکه‌های اجتماعی، «ندانستن، دنبال نکردن و وقت نگذاشتن برای اطلاع از خیلی چیزها» بیشتر نشانه فرهیختگی است!

– البته شخصا سعی می‌کنم تا حدی هم مطلع باشم، نه برای خود محتواهای زرد، بلکه در این حد که بتونم دنبال کنم بخشی از جامعه‌ام در چه فضایی سیر می‌کنه.

– حتی اخیرا فکر می‌کنم با توجه به حجم زیاد اطلاعات مفید و تخصصی و مرتبط به حوزه فعالیت‌مون، شاید گاهی و برای تمرکز بیشتر بر اهدافمون، لازم باشه این بخش رو هم مو به مو و خیلی دقیق دنبال نکنیم!

بعدنوشت:
حدود یک سال پس از نگارش این متن، بطور اتفاقی روایت جالب زیر رو از امام علی (ع) دیدیم!
عَظِّمُوا أقدارَکُم بِالتَّغافُلِ عَنِ الدَّنِیِّ مِنَ الاُْمُورِ
با بى توجهى به امور پست، بر ارزش خود بیفزایید (تحف العقول، ص ۲۲۴)

سلام بر حر

عبای خویش بر سر کشیده طوری آمد که حضرت او را نشناسد. خود را بر سر قدم‌های حسین انداخت، عرضه داشت: یابن رسول الله از تقصیر من درگذر …
و سپس شدیدا گریه کرد.
امام فرمود: «ارفع رأسک یا شیخ!» … سرت را بالا بیاور!
حر عرضه داشت: آیا توبه من پذیرفته است؟
امام فرمود: بلی، خدا توبه تو را قبول خواهد فرمود.

*****

عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِکَ / فَلیحسن العَفو مِن عِندک

اثر عمل قوی‌تر از اندیشه

– اثر عمل قوی‌تر از اندیشه است؛ و اصولا بعد یه مدت کم‌کم اندیشه‌ات هم میشه همون کاری که میکنی.

– هرچقدر یادآوری مداوم اینکه چی درسته لازمه، در مقابل انگیزش‌های دفعی بیشتر دل‌خوش‌کنکن. سالی یه بار شرکت تو یه مجلس انگیزشی، مذهبی و …، میتونه نقطه عطف خوبی برای شروع و تغییر باشه، ولی معجزه نمیکنه.

– «کلُّ نفسٍ بما کسبت رهینهٌ» میگه انسان در گرو چیزیه که انجام داده (و طبیعتا نه چیزی که فکر میکرده/ایمان داشته درسته). باید حواسمون باشه برداشت ناصحیح از نقل‌قول‌های امیدبخش گولمون نزنه!

– به عقب که نگاه میکنم پشیمونی‌‌ام فقط از چیزهاییه که میدونستم درستن و عمل نکردم، حالا یا به‌دلیل کشش هوای نفس، تنبلی و …، یا همرنگ جامعه شدن و … .

قبرستان بقیع

https://www.instagram.com/p/BTLMhSnF1w-

پانوشت: عکس گوشه‌ای از قبرستان بقیع است، بهمن ۹۲.

قضاوت حاکمیت‌ها: این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟

با خودم فکر می‌کردم:

  • وقتی توفیق حاکمیت‌ها رو در تاریخ بررسی می‌کنیم، برای بیشترمون اقتدار و کشورگشایی (و از زاویه مثبت‌تر، استقلالشون) مهمه؛
  • در صحبت‌ها و شعارهامون درباره حاکمیت ایده‌آل، از اهمیت فرهنگ، مردم‌سالاری و آزادی حرف می‌زنیم؛
  • و در نهایت موقع تصمیم‌گیری، غالبا معیشت و آسایش رو در نظر می‌گیریم.

نقطه آبی کوچولو

خیلیا فکر میکنن این نقطه کوچولوی آبی احمق شده که این‌قدر دور خودش و خورشید میچرخه و آخر سر هم دوباره برمیگرده سر نقطه اولش! اما خوب اونا یه رازی رو نمیدونن: زمین اصلا قصد نداره به جایی برسه! از اول هم قصد نداشته. ماموریت اون اینه که آدمای ریز و درشت رو از هم الک کنه؛ و تو این کار کاملا حرفه‌ایه!

نقطه آبی کوچولو

https://www.instagram.com/p/BN-ROo6Ae9T

درس‌هایی از زندگی: همه کارها رو عالی انجام نده!

#درس_هایی_از_زندگی_برای_زندگی

احمقانه‌ترین کار ممکن اینه که آدم سعی کنه همه کارها رو به بهترین شکل ممکن انجام بده!
اگر برای رسیدن به هدفی انجام برخی کارهای غیر ضروری دیگر هم لازمه، فقط باید اون‌ها رو در حدی انجام داد که OK باشه و بشه از اون مرحله گذشت.

پانوشت: اگر با دید الان، دوباره به درس و دانشگاه برگردم، روی خیلی از درس‌ها بیش از پاس شدن وقت نمیذارم و به جاش روی درس‌های اساسی‌تر برای ادامه مسیر، بیشتر تمرکز میکنم. البته خوشبختانه تا حدی این کار رو کردم؛ حداقل قسمت اولش رو! :))